بايگانی
آخرين نظرات …

    روحانیت . بخش دوم . مدرک تحصیلی

    روحانیت . بخش دوم . مدرک تحصیلی

     

    مدرک تحصیلی ، در کشور مدرک زده ی ما ، از نیازهای اصلی اقشار مختلف ــ از جمله روحانیت ـــ  به شمار می رود .

    بر خلاف شعارهایی که داده می شود ، اینک برخورداری از مدرک تحصیلی ــ مانند : لیسانس ، فوق لیسانس ، دکترا ــ به یک ارزش تبدیل شده است و دیگر گریزی از آن نیست . زیرا مراکز متعددی در جامعه ، به گرایش جوانان ــ چه روحانی و چه غیرروحانی ــ به سوی کسب مدارک گرایی ، دامن می زنند .

    صدا و سیما ، سازمان ها و ادارات دولتی و خصوصی و دانشگاهها ، از جمله مراکزی هستند که در پررنگ کردن مسئله « مدرک گرایی » ، نقش کلیدی ایفا می نمایند .

    اگر به اسامی و عناوین افرادی که تحت نام « کارشناسان » به تلویزیون دعوت می شوند ، بنگرید ، به وضوح درمی یابید که برای رسانه ملی ، عناوینی مانند کارشناس ارشد و دکتری ، بسیار پررنگ تر از عنوان « حجت الاسلام » است .

    به همین خاطر این سازمان به دنبال کسانی می رود که « حجت الاسلام دکتر … » باشند . این مسئله گواه آشکاری بر تشویق رسانه ای به سوی « مدرک گرایی » در سطح کشوری است .

    یکی دیگر از جاهایی که عناوین مذکور به خودنمایی آشکار می پردازند ، انتخابات شورای شهر و نمایندگی مجلس شورای اسلامی است که متاسفانه موجب تبدیل شدن مدرک بالاتر ، به « ارزش » گردیده است .

    روحانیت تا سال ها پیش ، به فکر کسب مدرک تحصیلی نبود . مردم نیز معتقد بودند که درس خواندن یک فرد روحانی ، هرگز پایان نمی پذیرد. اما از زمانی که قرار شد پای روحانیت به دانشگاهها و نیز ادارات دولتی باز شود ، دانشگاهیان ، آرام آرام ، ویروس « بیماری مدرک گرایی » خود را به جان حوزه های علمیه انداخته و از آن ها ، « مدرک تحصیلی » طلب نمودند . این مسئله ، روحانیت را به تکاپوی کسب مدرک ، وادار ساخت .

    نیازهای طبیعی یک طلبه

    طلبه ی حوزه علمیه ، مانند هر انسان دیگری ، به زندگی ، ازدواج ، درآمد و پیشرفت اجتماعی ، نیاز دارد . بدین خاطر باید وارد جامعه شود و به فعالیت بپردازد . جامعه نیز از او « مدرک تحصیلی » می خواهد .

    در حالی که « شورای مدیریت حوزه علمیه قم » ، در برزخ چگونگی تولید « مدرک » از یک سو ، و نیاز مصنوعی مراکز یاد شده به دریافت مدرک ، گیر کرده و سرگردان و حیران ، نمی داند که باید چه کاری انجام دهد یا نمی خواهد کار مفیدی را صورت دهد .

    هنوز مشخص نیست که آیا مدیریت حوزه ، همانند مدیریت آموزش و پرورش است یا دانشگاه یا هیچکدام ؟  

    در صورتی که ابتدایی ترین کاری که باید این شورا انجام می داد ، معلوم کردن سرنوشت آینده جوانان تربیت شده در حوزه ها بود .

    شورای مدیریت حوزه ، باید تکلیف خود را با این همه جوان مشتاق تحصیل علوم اسلامی روشن کند که آنان طبق کدام الگو و مدل رایج در سازمان های آموزشی کشور یا دنیا ، آموزش می بینند و مدرک تحصیلی خود را دریافت می نمایند .

    طلاب ؛ بازنده اصلی

    متاسفانه در این جریان ، طلاب ، بازنده ی اصلی ماجرا هستند و بیشترین زیان را می بینند .

    اکنون حوزه ها ، تحت تاثیر رفتار دانشگاهها قرار دارند ، هر چند که خلاف این مسئله ، ادعا شود . نگاهی به نحوه تغییر درس خواندن ، افزایش کتاب ها ، جزوه ای شدن دروس و… نشان می دهد که « حوزه » به جای تاثیرگذاری بر دانشگاه ، به شدت تحت تاثیر آن واقع شده است .

    در جریان یاد شده ، بخشی از طلاب ، با درک شرایط آینده ی جامعه و ناتوانی مدیریت حوزه ها از ساماندهی موج مذکور ، به دانشگاهها راه یافتند و مدارک تحصیلی دانشگاهی گرفتند و بسیاری هم به دلیل مشکلات خانوادگی و… نتوانستند به هدف خود برسند .

    در حالی که اگر مدیریت حوزه های علمیه خوب عمل می کرد ، هرگز طلبه ای به دانشگاه نمی رفت و نیازمند مدرک آنجا نمی شد .

    وقتی که « حوزه » می خواهد به طلبه ای بعد از گذشت شش سال و گذر از هفت خوان رستم ، مدرک فوق دیپلم بدهند ، ولی دانشگاه با همین زمان ، به او مدرک فوق لیسانس می دهد ، هر آدم عاقل و آینده نگری ، راه دوم را برمی گزیند .

    وقتی یک طلبه می بیند که برای استخدام و داشتن یک زندگی مناسب ، به مدرک تحصیلی نیاز دارد و حوزه علمیه این امتیاز را از او دریغ می کند ، مسلم است که به سوی دانشگاه می رود .

    اصلاح روش اعطای مدرک تحصیلی

    با چنین وضعیتی ، مدیریت حوزه های علمیه ، باید حتما روش « اعطای مدرک تحصیلی » را اصلاح کند و حداقل پیرو دانشگاه باشد نه آن که با معطل کردن طلاب و اتلاف عمر گرانبهای جوانان طلبه این سرزمین ، آنان را مجبور کند که همچنان گرفتاری بکشند و از پیشرفت های اجتماعی باز بمانند و فقط به « منبر رفتن » ، « امام جماعت شدن » یا ماندن تحت ریاست افراد دارای مدارک دانشگاهی ــ که از دانش به مراتب کمتری از آنان برخوردارند ــ  اکتفاء نمایند .

    مگر برای این همه طلابی که تحصیل را به جایی می رسانند و مشتاق تبلیغ و خدمت هستند ، چند مسجد وجود دارد و مگر مساجد ما چه اندازه امکانات دارند که بتوانند امامان جماعت خود را به طور مناسب تامین نمایند ؟ 

    یک نظر بگذارید