بايگانی
آخرين نظرات …

    پژوهش پیرامون دین

    پژوهش پیرامون دین

    دین پژوهی ، سید عبدالباقی اسحاقی ، بخش دوم ، اصلاح ۲۴۳ ، دوشنبه ۳/۸/۱۳۸۹ ، سال پنجم .

     

    انسان به دلیل حس کنجکاوی ، در جستجوی دین است . کنجکاوی ، ویژگی خاصی است که در باطن هر یک از افراد آدمی قرار دارد و از آن ، به « فطرت » تعبیر می شود . خصوصیت یاد شده ، تا پایان عمر وی ، با او همراه است .

    کنجکاوی انسان را وادار می سازد تا در باره ی کلیه حوادث پیرامون او ــ از جمله مسایلی که در چارچوب دین مطرح می شود ــ بیندیشد و در صدد شناختن آن ها ــ که شناخت دین حق نیز یکی از موارد مذکور است ــ  برآید .

    برخی سئوالات موجود در ذهن گروههایی از مردم عبارتند از :

    ۱ ــ  آیا موجود نامحسوس و غیرمادی(غیبی) وجود دارد ؟ . ۲ ــ  اگر وجود دارد ، آیا میان « جهان غیب » و « جهان مادی و محسوس » رابطه ای موجود است ؟ . ۳ ــ  آیا موجود نامحسوسی و غیرقابل مشاهده ای هست که آفریننده ی جهان مادی باشد ؟ . ۴ ــ  آیا وجود انسان ، منحصر به همین بدن مادی است یا زندگی دیگری هم دارد ؟ . ۵ ــ  در صورت وجود زندگی دوم ، آیا رابطه ی مشخصی بین زندگی دنیا و آخرت ، وجود دارد ؟

    پدید آمدن پرسش های بالا ، و تلاش برای یافتن پاسخ ها ، انگیزه ی انسان برای شناخت حقایق را افزایش می دهد . به طور کلی دو عامل اصلی ، علت کنجکاوی آدمی هستند : ۱ ــ  ویژگی « حقیقت جویی » و کشف حقیقت . ۲ ــ  ویژگی منفعت طلبی و گریز از زیان .

    انسان به طور طبیعی فکر می کند که دین ، به تامین خواسته های ، منافع و مصالح انسان ، کمک می نماید .

    افراد بشر انسان ، معمولا در باره مسایلی می پردازند که دارای خصوصیات زیر باشد :

    ۱ ــ  حل آن ها ، آسان تر باشد . ۲ ــ  نتایج آن ها ، قابل مشاهده و به راحتی قابل دست یابی باشد . بدین خاطر در بسیاری اوقات ، از انجام پژوهش و تحقیق پیرامون ، امور دشوارتر خودداری می ورزند . نزد افراد یاد شده ، دین ، از مباحثی است که تحقیق در باره آن سخت است یا اگر فهم آن آسان باشد ، عمل کردن به دستورات دینی ، را برنمی تابند .

    در حالی که پژوهش در باره دین ، به سبب تاثیر زیادی که بر زندگان انسان دارد ، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است .

    روان شناسان ، خداپرستی را یک خواسته فطری مستقل می دانند و منشاء آن را « حس دینی » می شمارند . آن ها حس دینی را در کنار « حس کنجکاوی » ، « حس نیکی » و « حس زیبایی » ، به عنوان بعد چهار برای روح انسان ، به شمار می آورند .

    آنان با استفاده از شواهد تاریخی و دیرینه شناسی ، خاطرنشان می کنند که : خداپرستی ، همواره به نوعی احساس در میان انسان ها وجود داشته ، و همین « همگانی و همیشگی بودن » ، نشانه ی فطری بودن آن است .

    وقتی که انسان می بیند در طول تاریخ انسان هایی ادعای پیامبری نموده و برای هدایت مردم : ۱ ــ  نهایت تلاش خود را کردند . ۲ ــ  هر سختی و دشواری را به جان خریدند . ۳ ــ  حتی جان خودشان را در راه هدایت مردم فدا کردند ، به این فکر می افتد که : ۱ ــ  پذیرفتنی دعوت ایشان ، حتما منافع احتمالی و بی نهایتی دارد . ۲ ــ  مخالفت با ایشان ، مستوجب ضررهای احتمال بی نهایت است . پس دیگر هیچ عذری برای بی تفاوتی نسبت به دین ، وجود ندارد . بنابراین باید در باره اصول دین ، به تحقیق و پژوهش پرداخت . البته عدم پژوهش در باره دین ، می توان علت های دیگری نیز داشته باشد : ۱ ــ  تنبلی و راحت طلبی . زیرا دین وظایفی را بر عهده ی آدمی می گذارد و انجام آن ها را به طور کامل از وی طلب می کند . ۲ ــ  محدودیت هایی که دین برای انسان ایجاد می کنند و او را از انجام بسیاری کارهای دلخواهش ، باز می دارد . زیرا دینداری ، باید حتما با عمل به آموزه های آیینی ، همراه باشد و صرفا دانستن مطالب و داشتن اطلاعات وسیع  در باره دین ، به هیچ عنوان کافی نیست .

    بعضی از مردم ، با طرح بهانه های زیر از پژوهش در باره دین ، سرباز می زنند :

    ۱ ــ  ما امیدی به یافتن راه حلی در مسایل پیچیده دینی نداریم . ۲ ــ  کارهای مهمتری در زندگی هست که پژوهش در باره آن ها ، از اولویت بیشتری برخوردار است .

    در حالی که دلایل بالا ، بهانه مناسبی ‌نیست و ممکن است به سبب این سهل انگاری ، در آینده ، مشکلات فکری ، شخصی و اجتماعی فراوانی برایشان ایجاد شود که برخی از آن ها عبارتند از : افتادن به دام اشخاص رمال و کلاهبردار ، بدعت گزار و منحرف ، و نیز مکتب ها و دین های ساختگی . بنابراین شایسته است که انسان خردمند ، اندیشه خود را از گرفتار شدن در امور مشکوک ، حفاظت نماید .

    یک نظر بگذارید