بايگانی
آخرين نظرات …

    روحانیت . بخش ششم . نیاز به حامی قدرتمند و دلسوز

    روحانیت . بخش ششم .  نیاز به حامی قدرتمند و دلسوز

     

    حامی ، فردی است که به حمایت از فرد دیگری می پردازد و مشکلات را از پیش پای وی برداشته و راه رسیدن به پیشرفت را برای او هموار می کند . اکنون این یک مسئله طبیعی و پذیرفته شده است که برای دست یابی به ترقی ــ در هر زمینه ــ باید گرفتاری هایی را تحمل کرده و به قول امروزی ها ، هزینه هایی را پرداخت نمود .

    به سبب گرانی بیش از حد برخی هزینه ها ، در بسیاری اوقات ، انسان های زیادی ، از رسیدن به هدف های خویش ، باز می مانند . در این زمان ، برخورداری از یک حامی خوب ، خوش فکر و آینده نگر و دارای موقعیت مناسب اجتماعی ، می تواند بسیار راهگشا باشد .

    ورود در مسایل سیاسی نظیر : انتخابات شورای شهر ، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری ، کامیابی های شغلی مانند : شهرت در عرصه منبر ، حضور منظم در برنامه های مختلف صدا و سیما و… از جمله مواردی است که نیاز به آشنا ، حامی ، معرف خوب و مؤثر دارد .

    نکته یاد شده ، نه تنها در کشور ما ــ که تقریبا تمام امورش از گذشته تا به حال و آینده ، این گونه پیش رفته ، می رود و خواهد رفت ــ بلکه در کلیه کشورهای جهان سوم جاری است .

    لازم به یادآوری است که این مسئله در کشورهای اروپایی و آمریکایی ــ  بر خلاف شعارهایی که در زمینه شایسته سالاری سر می دهند ــ هم به طور پنهان و آشکار رواج دارد و روز به روز طرفداران بیشتری می یابد . به عنوان مثال ؛ « جان میجر » نخست وزیر انگلیس در سال ها پیش ، رسیدن به قدرت را مدیون « مارگارت تاچر » نخست وزیر قبل از خودش بود . جرج بوش ( پسر ) نیز رسیدن به مقام ریاست جمهوری آمریکا را وام دار نفوذ پدرش ــ جرج بوش پدر ــ بود و…

    مطلب مذکور ، در کلیه مشاغل موجود در جامعه ــ از جمله مدیریت شرکت های دولتی و خصوصی ، پزشکان ، صنعت ، بازار ، روحانیت و… ــ مصداق دارد و خواه ناخواه ، بر موفقیت یک فرد ، تاثیرات مثبت یا منفی زیادی می گذارد .

    عادت زیبای علمای قدیم

    علمای بزرگ ، از قدیم الایام ، عادت داشتند که چند نفر از شاگردان خود را که برجسته از نظر علمی و شایسته از نظر اخلاقی بودند ، انتخاب کرده و مورد حمایت قرار می دادند تا بتوانند مدیریت دینی جامعه خود را در دست گیرند و تا قبل از فوت عالم مورد اشاره ، طی سال های متمادی ، مقبولیت عمومی خود را در نزد مردم ، تثبیت کرده و میزان دودستگی ها و مشکلات احتمالی بعدی را کاهش دهند .

    یکی از آن عالمان ، حضرت امام خمینی (ره) بود که شاگردان بسیاری را به جهان علم و سیاست معرفی کرد و برجسته ترین آن ها ، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران ــ حضرت آیت الله خامنه ای ــ می باشد .

    در استان گیلان نیز مرحوم آیت الله سید محمود ضیابری ، موفق شد چند روحانی جوان و پرشور را به شهر رشت عرضه کند که مشهورترین آن ها ، شهید آیت الله شیخ صادق احسان بخش(ره ) بود . اما خود آن شهید ــ  به رغم  پیشنهادات زیادی که بنده خدمت ایشان داشتم ــ  نتوانست و شاید به سخن بهتر ، نخواست که چنین کاری را انجام دهد .

    این روش ، سنت بسیار جالبی بود که کار مردم را در آشنایی با رهبران دینی بعدی در هر منطقه ، آسان می نمود و از ایجاد اختلافات و دودستگی ها در آینده ، پیشگیری می شد .

    غفلت از نیروسازی

    متاسفانه به سبب درگیر شدن علمای دینی مناطق ، با مسایل سیاسی و اجتماعی متنوع ، آنان را از نیروسازی برای آینده بعد از خود ، غافل کرد و این کاستی هنوز هم ادامه دارد  .

    غفلت مذکور به حدی عمیق است که شاید برخی از عالمان به شهرت رسیده و به اصطلاح « جا افتاده » ، فرصت اندیشیدن به مرگ و مسئولیتی که برای زمان بعد از پایان حیات خویش در برابر جامعه دارند ، را از دست داده و فقط به زمان حال ، موقعیت و شهرت خودشان و موفقیت در جایگاهی که اکنون هستند ، می اندیشند !

    بعضی از آن ها هم به سبب افزایش سن و سال و احساس نزدیک شدن به پایان زندگی ، فقط به فکر برجای نهادن نام نیکی از خود هستند ــ به وسیله نوشتن انواع کتاب ، ساختن مسجد ، کتابخانه ، حوزه علمیه ، دانشگاه ، مصلای نمازجمعه و… ــ  و دیگر نیروسازی ، برایشان اهمیتی ندارد ، هر چند گاه گاهی شعاری هم پیرامون آن بدهند .

    در حالی که باقی ماندن نام نیک و ابدی شدن در حافظه تاریخ ، به شرط  خالص بودن عمل و قبولی آن در پیشگاه الهی است نه زنده ماندن در خاطر مردم . زیرا آن کسی که نام ما را در اذهان آفریده ها جاویدان می سازد ، تنها خداوند متعال و عنایت او است نه کوشش های ما .

    انجام وظیفه به مقدار توان

    بنده ، بر اساس این اعتقاد ، بدون داشتن ثروت ، قدرت و شهرت ، تمام تلاش خود را بر ساختن جوانان روحانی و آماده سازی آنان برای اداره جامعه ی آینده متمرکز کرده ام و به هنگام تدریس در کلاس درس و نیز رفتارهای عملی خویش ، تا جایی که برایم امکان دارد و فضایی پدید می آید ، سعی دارم نسل آینده ی روحانیت را افرادی اندیشمند ، سخت کوش ، مهربان ، ایثارگر ، سازنده و خیرخواه برای دیگران ، بار بیاورم . هر چند که روحانیون زمان خویش را ــ که به لحاظ سن ، از من بزرگتر بودند ــ چنین نیافتم .

    رفتارهای شایسته شاگردان

    به لطف الهی ، اکنون با دیدن رفتارهای شایسته برخی از شاگردان عزیزم ــ که استادان و مربیان فردا هستند ــ و پیشرفت هایی که دارند ، خداوند را بر این نعمت و توفیق سپاس می گذارم و اگر روزی صاحب امکانات مناسبی شوم ، در زمینه یاد شده ، بدون هرگونه بخالت ، حسادت و کوتاهی در انجام وظیفه ، سرمایه گذاری های بیشتری صورت خواهم داد تا بتوانم در پیشگاه مولایم حضرت ولی عصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، پاسخگو باشم .

    یک نظر بگذارید