بايگانی
آخرين نظرات …

    انواع شناخت

    انواع شناخت

    دین پژوهی ، سیدعبدالباقی اسحاقی ، اصلاح ۲۴۵ ، دوشنبه ۱۸/۸/۱۳۸۹ ، سال پنجم .

     

    هنگامی که می خواهیم در باره « مفهومی » قضاوت کنیم یا آن را به عنوان « عقیده خویش » بپذیریم ، باید قبل از هر اقدامی ، نسبت به آن « شناخت » به دست آوریم . شناخت ، یعنی کسب آگاهی و جمع آوری اطلاعات لازم پیرامون یک مسئله ، فرد ، گروه ، مکتب ، اعتقاد ، روش فکری یا سیستم کاری .

    به عنوان مثال وقتی که می خواهیم در باره دین مقدس اسلام اظهار نظر کرده و آن را به عنوان « دین حق » به دیگران معرفی نماییم ، ابتدا باید خودمان در باره آن ، آگاهی و اطلاعات درستی داشته باشیم  که منجر به تولید « عقیده » و سپس « ایمان » برای ما شود و در مرحله بعد ، بتوانیم در باره امتیازات اسلام ، سخن بگوییم و به تبلیغ آن ها بپردازیم .

    امروزه برای « شناخت » ، شیوه های مختلفی وجود دارد که عبارتند از : ۱ ــ شناخت به کمک تجربیات علمی ، ۲ ــ شناخت به کمک مباحث عقلی ، ۳ ــ شناخت به کمک روایات و احادیث ، ۴ ــ شناخت به کمک عرفان و کشف و شهود .

    هر کدام از شیوه های یاد شده ، دارای امتیازات و ایرادهایی هستند که موجب می شوند به تنهایی ، قابل استفاده نباشند ، بلکه باید آن ها را به صورت ترکیبی مورد بهره برداری قرار داد .

    به عنوان نمونه ، شناختی که به وسیله دستاوردهای علوم تجربی و آزمایشگاهی حاصل می شود ، فقط در باره مسایل مادی و قابل تجربه و آزمایش ، کاربرد دارد و تازه ، آن هم پیوسته متغیر است . زیرا نظرات دانشمندان ، در پی گذشت زمان و پیشرفت دانش ها ، دچار تغییر می گردد . در حالی که بحث در باره مسایل دینی ــ به دلیل برتر و خارج بودن مطالب آن از ویژگی های پدیده های مادی ــ بیرون از موضوع تجربه و آزمون و خطا است . در نتیجه شناختی که از این راه کسب می شود ، نمی تواند جهان بینی اسلامی را به طور مناسب ، توضیح دهید و نکات پیچیده ی آن را تفسیر نماید .

    شناخت به کمک به روایات و احادیث ــ که به آن شناخت تعبدی هم می گویند ــ نیز دچار مشکل است . زیرا در نخستین مرحله ، باید پیامبری مانند پیامبر اعظم اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) باشند و مطالبی را بیان کنند تا با سخنان آن بزرگواران ، وجود خدا و… ثابت شود . در حالی که قصد آن است که ابتدا وجود خداوند ثابت گشته و از آنجا به اثبات پیامبران و امامان ، برسیم .

    کسب شناخت به وسیله روش عرفانی و کشف و شهود نیز دچار ایراد است . چون شناخت یک مفهوم ذهنی است و شهود ، کاری به مفهوم ذهنی ندارد .

    از سوی دیگر تفسیر و توضیح دستاوردهای ناشی از شهود ، با مباحث عقلی و فلسفی ، امکان پذیر نیست . مگر آن شخص ، پس از سال ها تحصیل از راه صحیح ، مهارت بسیار زیادی در بیان این گونه مطالب پیدا کرده باشد که چنین افرادی بسیار کمیاب می باشند .

    نکته قابل توجه این که در بیشتر موارد ، اشخاص مدعی عرفان و کشف و شهود ، به اشتباه یا از روی عمد ، خواب ها ، خیالات و هوس های خود را ، کشف و شهود نامیده و مردم را از مسیر حق و صحیح منحرف می کنند .

    معنای صحیح عرفان آن است که آدمی ابتدا خدا را از راه صحیح  ، به خوبی و بدون اشکال بشناسد و در راه بندگی او ، با اخلاص فراوان تلاش کند و در مقابل کلیه دستوراتش ، مطیع باشد .

    با توجه به شیوه های نامبرده ، شاید بتوان گفت که مؤثرترین روش حصول آگاهی ، کسب شناخت به کمک مباحث عقلی است . به عبارت بهتر ، با حل چند مسئله فلسفی ساده و قابل فهم ، می توان وجود خدا را ثابت کرد و به اساسی ترین مسئله در جهان بینی ، پاسخ داد و دیگر نیازی نیست که انسان خود را به زحمت انداخته و به اثبات همه مسایل فلسفی اقدام کند . البته در این راه می توان از چند شیوه ی دیگر ــ  که از آن ها صحبت شد ــ نیز در جهت کمک به این روش ، بهره برد و به نتیجه مطلوب رسید .

    یک نظر بگذارید