بايگانی
آخرين نظرات …

    شناخت پروردگار

    شناخت پروردگار

    دین پژوهی ، سیدعبدالباقی اسحاقی ، اصلاح ۲۴۶ ، دوشنبه ۲۴/۸/۱۳۸۹ ، سال پنجم .

     

    در بحث گذشته پیرامون معنای شناخت و انواع آن ، مطالبی بیان گردید . در این بخش ، به مسئله « شناخت پروردگار » می پردازیم . زیرا آشنایی با خالق یکتا ــ که جهان به این پهناوری و پیچیدگی را آفریده ــ و آگاهی یافتن از او ، همیشه از دغدغه های انسان بوده ، هست و خواهد بود .

    به عبارت بهتر ، هر انسان علاقمند به اندیشه ، تفکر و دقت ، به طور طبیعی ، از خود می پرسد : « آیا پروردگاری وجود دارد که پدیدآورنده ی من و دنیای پیرامونم باشد ؟ » ، « آیا من در برابر این قدرت عظیم و بی مانند ، وظایفی دارم که باید انجام دهم ؟ » و…

    این پرسش ، مقدمه ی آغاز یک تحقیق گسترده می شود تا شخص سئوال کننده بتواند به پاسخی دست یابد و بر اثر قانع شدن ، به آسایش خاطر و آرامش ذهنی برسد . برای آن که وی بتواند به هدف بالا برسد ، ناگزیر باید از نیروی عقل خود ، بهره بگیرد .

    به دلیل آن که عقل آدمی ، تحت تاثیر شرایطی مانند نوع تربیت ، والدین ، اساتید ، دوستان و محیط زندگی ، قضاوت های مختلفی از خود بروز می دهد ، فرد یاد شده ، ممکن است به نتیجه مثبت ــ یعنی پذیرش وجود خداوند ــ ، یا نتیجه منفی ــ یعنی عدم قبول خدا ــ برسد .

    در صورت نتیجه مثبت ، او باید آیینی را برای خود برگزیند و وارد مسایل مربوط به دین و دینداری شود . اما در صورت نتیجه منفی ، کارش به مادی گرایی کشیده و از محدوده یاد شده ، خارج می گردد .

    انسانی که راه دینداری را برمی گزیند می تواند پروردگار خود را از دو راه اصلی ، بشناسد که عبارتند از : احساس درونی و نیروی عقل . اما در صورت نتیجه منفی ، وی از گروه خداجویان ، بیرون می رود و از محل بحث ما خارج می گردد .

    ۱ ــ احساس درونی

    حس مذکور ــ که به شناخت حضوری هم معروف گردیده ــ آن است که آدمی با کشف و شهود باطنی و بدون بهره گیری از الفاظ  و مفاهیم خاص ، نسبت به شناختن خالق یکتا اقدام کند و همه چیز را به دست عواطف و احساسات درونی خود بسپارد .

    این نوع  کسب آگاهی را می توان « شناخت فطری » نیز نامید . زیرا با ویژگی های ساختاری روح بشر ، سازگاری دارد و هر فردی در طول زندگی ، با روح و جسم خویش ، آگاهانه یا ناآگاهانه ، وجود و حضور یک « قدرت برتر » را در کلیه مراحل حیاتش ، تجربه کرده است .

    به بیان بهتر می توان گفت که دل آدمی به طور طبیعی و ناخودآگاه ، با خداوند آشنایی و نزدیکی دارد و چنین حالتی در کلیه دوران های سن و سالش ، دیده می شود .  اما ممکن است مسایل ناشی از خانواده و تربیت ، او را از مسیر اصلی منحرف ساخته و کلمات دیگری را بر زبان وی جاری سازند و توهماتی مانند « عدم وجود خدا » و « بی نیازی به خدا » و مسایلی از این دست را به وی تلقین نموده و بر اثر گذشت زمان ، به اعتقادات وی تبدیل کنند .

    ۲ ــ  نیروی عقل

    استفاده از نیروی عقل ــ که آن را شناخت حصولی نیز می نامند ــ نوعی آگاهی یابی نسبت به خداوند متعال است که به وسیله ذهن انسان تولید می شود و سروکارش با استدلال ها و برهان های گوناگون عقلی است .

    در این بخش ، آدمی به تحصیل مبانی دینی از راه صحیح و کسب معارف نزد استادان متعهد و زبردست ، نیازمند است تا بتواند توانایی های اندیشه خود را کامل کرده و قدرت آن را در جهت فهم مسایل معنوی فراوانی ــ که بسیاری از مردم در درک آن ها ناتوان هستند ــ افزایش دهد .

    شاید بتوان ادعا کرد که بهترین روش شناخت پروردگار ، ترکیب دو روش یاد شده با یکدیگر است تا شخص خداجو بتواند به مناسب ترین نتیجه در جهت آشنایی با خالق جهان هستی ، دست یابد . 

    یک نظر بگذارید