بايگانی
آخرين نظرات …

    آقای وکیل !

    آقای وکیل !

    شعر فارسی ، نادر مهدی پور ، اصلاح ۱۸۴ ، دوشنبه ۱۲/۵/۱۳۸۸ ، سال چهارم .

     

    با سلامی گرم و آتشبار ، آقای وکیل

    خرده عرضی است با سرکار ، آقای وکیل

    گر چه آگاهی ز حال زیر خط  فقریان

    باز هم بهرت کنم تکرار ، آقای وکیل

    این گرانی های بسیار و درآمدهای کم

    می دهد ما را بسی آزار ، آقای وکیل

    با فروشنده اگر چانه زنیم وقت خرید

    بار آدم می کند لیچار ، آقای وکیل

    وضع داروها خراب اندر خرابست و گران

    چون کند آن کس که شد بیمار ، آقای وکیل

    سخت باشد ازدواج از بس که خرج افزون شده

    گو چه سازد شخص دختردار ، آقای و کیل

    قیمت یک خانه کوچک زند سر بر فلک

    چون کند مستاجر نادار ، آقای وکیل

    تا حقوق خویش گیرم می رسد موجر ز راه

    با دهانی باز همچون غار ، آقای وکیل

    گو چه باید کرد آخر ای عزیز ارجمند

    با هزاران آدم بیکار ، آقای وکیل

    هیکل ما از نخوردنها شده مانند دوک

    در مقابل عده ای پروار ، آقای وکیل  

    قدر یک سال از حقوقت را به یک ساعت برند

    عده ای دلال لا کردار ، آقای وکیل

    هر که را بینی کند اخلال اندر اقتصاد

    چوب لای چرخ او بگذار ، آقای وکیل

    چون نمی خواهم که اوقات ترا ضایع کنم

    اندکی را گفتم از بسیار ، آقای وکیل

    فکر بکری هم برای « نادر » بیچاره فرما عاجلا

    اندر این ره باشدت حق یار ، آقای وکیل

    یک نظر بگذارید