بايگانی
آخرين نظرات …

    درک صحیح از مسئله خوشبختی

    درک صحیح از مسئله خوشبختی

    نیازهای اصلی جوانان ، سید عبدالباقی اسحاقی ، بخش سی و ششم ، اصلاح ۱۸۵ ، دوشنبه ۱۹/۵۱۳۸۸، سال چهارم .

     

    آموختن دانش ، همیشه در سراسر جهان ارزشمند بوده و هست . ساختار دنیا طوری است که تنها کسانی که در کسب علم و دانش سخت کوش می باشند ، در آن جای مهمی دارند .

    شعار مشهور و قدیمی ایرانیان که می گوید : « توانا بود هر که دانا بود » با قدری شدت و ضعف در برخی زمان ها و شرایط سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ، همچنان پس از گذشت دهها سال ، ارزش واقعی خود را حفظ کرده است .

    انسان ها باید در دوران جوانی ، با اشتیاق و پشتکار فراوان ، آینده ای روشن برای خود مهیا سازند . زیرا طرز زندگی در دوره جوانی ، باعث صعود یا سقوط آن ها در آینده خواهد بود .

    در مرحله بعدی ، هر فرد دانشمندی لازم است علم خود را به دیگران بیاموزد و دانش خویش را با مردم پیرامون خویش ــ که به دنبال آموختن هستند ــ تقسیم کند . این بخشش نبایستی به علم و دانش محدود شود . بلکه باید دیگران را در ثروت خود نیز سهیم سازیم . زیرا خودپرستی ، چه از نظر روانی و یا مالی به طور یکسان ، برای هر فردی زیان بخش است .

    زیستن برای دیگران بسیار حایز اهمیت است . چون به محض این که برای سایرین زندگی کنید ، دنیا به کانونی پرحرارت تر ، نورانی تر وشادمانه ترتبدیل شده و زندگی در این صورت با ارزش تر می شود .

    وقتی جوانی در نهایت بی تفاوتی ، تنها در فکر آسایش و راحتی خود است ، نشانگر این نکته است که چنین فردی نه فقط از فایده هایی که جامعه برایش دارد ، بی اطلاع است ، بلکه به مفهوم واقعی خوشبختی نیز پی نبرده است .

    خوشبختی در این است که دیگران را نیز از علم و ثروت خویش بهره مند سازید .

    آدم ثروتمندی که دارای همه چیز است ولی نمی داند چگونه بخشنده باشد در حقیقت ثروتمند نیست . دولتمندان حقیقی کسانی هستند که بخشش فراوان دارند . بنابراین کسانی که می دانند چگونه بخشنده باشند ، ثروتمندان واقعی دنیای امروز هستند .

    با اطمینان می توان گفت : خوشبختی واقعی ، ارتباط چندانی با دارایی ، قدرت و شهرت ندارد . بیشتر مردم بعد از این که از نظر امکانات مالی به وضعیت خوبی رسیدند ، به صراحت می گویند که بهترین دوران زندگی شان ، زمانی بود که از نظر مادی در پایین ترین سطح ممکن ، قرار داشتند .

    این سخن برای آن است که فلسفه « زندگی برای دیگران » را از جوانی سرمشق خود قرار نداده اند . اکنون که امکانات مالی بهتری دارند ، پیروی از این فلسفه بسیار دشوار است .

    شما باید فلسفه « زندگی کردن برای دیگران » را بر پایه « محبت ورزیدن به سایرین » پی ریزی کنید و به عنوان عضو این جامعه بر خودپسندی خود ، غلبه نمایید .

    خوشبختی را می توان در « محبت » جستجو کرد . زیرا خوشبختی از محبت ، سرچشمه می گیرد . به نظر می آید که مردم دنیا همگی یک خواسته مشترک دارند . یعنی همه آنها خواستار خوشبختی هستند . در حالی که راه بدست آوردن آن را نمی دانند . راه رسیدن به خوشبختی این است که برای دیگران زندگی کنید و به آنان مهر بورزید .

    یک نظر بگذارید