بايگانی
آخرين نظرات …

    روحانیت . بخش اول . هنری به نام روحانیت

    روحانیت . بخش اول . هنری به نام روحانیت

    روحانیت، در زمان ما ، به صنف و گروهی گفته می شود که وظیفه تبلیغ و آموزش مفاهیم دینی را بر عهده داشته و لباس خاصی بر تن می نمایند که شامل عمامه، عبا، شلوار، قبا یا لبّاده است.

    ۱ــ عمامه :  عمامه ، پارچه ای نخی و بسیار نازک از جنس « وال هندی » است که با هنرمندی خاصی ، بسته شده و روی سر گذاشته می شود. روش بستن عمامه ، هنر ظریفی است که هر فرد روحانی ، بنا به سلیقه ای که دارد یا الگو گرفتن از روحانیون دیگر ، آن را به کار می گیرد و بعد از مدتی، به سبک خاصی برای او ، تبدیل می شود.

    تفاوت رنگ عمامه ها

    سادات ، از عمامه ی به رنگ مشکی استفاده می نمایند. اما روحانیون غیر سادات ( که به « شیخ » معروف هستند ) باید پارچه های به رنگ سفید را برای بستن عمامه ی خود ، به کار گیرند.

    ۲ــ عبا :  عبا ، پارچه نازکی است که با روش مخصوصی بافته و دوخته شده و به عنوان بالاپوش روی قبا قرار گرفته ،  روی شانه ها  گذاشته می شود و تا روی پاها می رسد.

    ۳ــ شلوار :  شلوار، در لباس هایی مانند کت و شلوار یا لباس روحانیت، تفاوتی ندارد. البته در مناطق خشک وگرم ، از پیژامه های سفید نیز استفاده می نمایند. معمولا کسی که پیژامه سفید می پوشد، برای کامل شدن لباس، یک پیراهن سفید بلند(دِشداشه) نیز بر تن می کند.

    ۴ــ قبا :  قبا ، لباسی است که بدن را تا روی پاها می پوشاند . جنس قبا ، در تابستان و زمستان ، فرق می کند و به نام هایی چون : قبای تابستانی، زمستانی، چهارفصل و… مشهور است.

    ۵ــ لـبّـاده :  لبّاده ، نوعی قبا است که شکل آن قدری با قبا متفاوت است و بیشتر در فصل سرد سال مورد استفاده قرار می گیرد مگر این که پارچه اش بسیار نازک باشد. معمولا جوانان روحانی، به لباده ، علاقه بیشتری دارند.

    حجم لباس روحانیت

    حجم لباس روحانیت، از لباس های مردم عادی، بسیار بیشتر است. بدین خاطر آن ها را در راه رفتن و انجام حرکات مختلف، محدود می کند. در نتیجه افراد روحانی، پس از گذشت مدتی با وقار و سنگینی بیشتری راه می روند.

    یک شغل مهم اجتماعی

    چندین قرن است که روحانیت، به یک پیشه و شغل مهم اجتماعی تبدیل شده و مانند مشاغل دیگر ــ پزشکی، بازاری، نظامی، فرهنگی و… ــ دارای محدوده های مخصوص به خود می باشد. به سبب ارتباطات گسترده روحانیت با همه ی مردم، رابطه این صنف با اقشار مختلف جامعه، بسیار فراتر از سایر مشاغل می باشد.

    کار روحانیت، هنر است

    ۱ــ کار روحانیت، هنر است. زیرا بر تن کردن این لباس و وارد شدن در این صنف، کاری بسیار دشوار است که موجب می شود ظاهر و باطن آن ها همیشه در معرض دید مردم باشند. در حالی که اصناف دیگر ــ مانند : پزشکان، وکلاء، فرهنگیان، بازاریان، صنعتگران و… ــ  دارای لایه های پنهان بوده و بسیاری از آن لایه ها، تا بعد از مرگ شان، هرگز آشکار نشده و به چشم نمی آیند.

    روحانیون، هنرمندانی واقعی هستند که از گذشته تا به امروز، در شهر و روستا، میان مردم زندگی کرده ، با شادی ها و غم هایشان ساخته اند و از تولد تا مرگ با اقشار مختلف، همراه بوده اند.

    ۲ــ کار روحانیت، هنر است.  زیرا هنر او، تبلیغ خداوند و دین مقدس اسلام و مذهب شیعه دوازده امامی است آن هم بدون هر گونه پیرایه و خرافه.

    ۳ــ  کار روحانیت، هنر است.  چون که ارایه مطالب دشوار با زبانی ساده، یک هنر به شمار می آید.

    ۴ــ  کار روحانیت، هنر است.  زیرا تحمل گرمای هوا در تابستان، بخصوص وقتی که کسی او را سوار ماشین نکند و ناچار شود تا در دمای داغ و شرجی، مسافت زیادی را پیاده طی کند و عرق بریزد، هنر بزرگی است.

    ۵ــ  کار روحانیت، هنر است.  به دلیل آن که قناعت ورزی و مبارزه با طمع، هنری دشوار است.

    ۶ــ  کار روحانیت هنر است،  به سبب آن که دل بریدن از آرزوها، دست کشیدن از آزادی عملی که اقشار مختلف جامعه در زندگی شان دارند و او ندارد ، بزرگترین هنر است.

    ۷ــ  کار روحانیت، هنر است.

     زیرا بهترین حقوق ها و امکانات به مدیران ارشد، میانی و پایین دولتی و خصوصی در سطح کشور، استان ها و شهرستان ها، تعلق دارد.  ولی کاستی هایی که ناشی از سوء مدیریت، بی برنامگی، ناتوانی، ضعف عملکرد مدیران است و در جامعه مشاهده می شود را به روحانیت نسبت می دهند و ناسزای آن را به یک فرد روحانی عادی که در متن جامعه زندگی می کند ــ بدون برخورداری از کوچکترین امتیازات ذکر شده ــ تحویل می دهند. یک فرد روحانی ، مجبور است بدون دلیل ، گاهی  فحش، تمسخر و متلک هر کس و ناکس را بشنود و خار در چشم و استخوان در گلو، سکوت پیشه کرده و نتواند حتی از مظلومیت  دو سویه خودش ــ که از طرف مسئولین و مردم به او تحمیل می شود ــ دفاع کند؟! .

    ۸ــ  کار روحانیت، هنر است.

    زیرا آرایش چهره، ترکیب صورت و بدن، نحوه نشستن بر منبر، رنگ لباس و آراستگی و تمیزی آن، تقسیم عادلانه دفعات نگاه کردن به شنوندگان ، تلفظ درست کلمات و کاربرد صحیح ادبیات فارسی و عربی، نوشتن و دسته بندی دقیق مطالب، تمرین فراوان سخن گفتن قبل از حضور در جلسه عمومی، صدای گرم و گیرا، نشان دادن آرامش بدن هنگام شروع صحبت، دقت در وقت سخنرانی و پایان منبر در زمان تعیین شده، یک هنر به شمار می رود.

    ۹ــ  کار روحانیت، هنر است.

     زیرا گروههایی از  مردم ،  افراد خوب و شایسته از این صنف ، را نمی بینند یا نمی خواهند ببینند! . ولی با مشاهده یک فرد نامناسب که چنین لباسی را غصب کرده، به اندازه صدها نفر بر علیه کلیه افراد روحانی، تبلیغ می کنند!.

    پرسش :  راستی چرا این گونه است؟

    پاسخ :   درحقیقت آن ها خوب ها را نمی خواهند ولی به بدها علاقمندند.  چون تنها در این صورت ، می توانند بر علیه کلیه افراد ملبس به لباس روحانی ، هر چه دلشان می خواهد بگونید.

    ۱۰ــ کار روحانیت، هنر است.

    زیرا گروههایی از مردم ــ از جمله برخی مسجدی ها، به اصطلاح حزب اللهی ها و اشخاص دارای قیافه به ظاهر مذهبی ــ مایلند افراد روحانی، چیزی نخورند، نیاشامند، نخوابند، زندگی نکنند، هیچ خرجی نداشته باشند و خلاصه آن که مانند فرشتگان باشند و هر روز معجزات جدیدی برای آن ها بیاورند. اما خودشان مجازند هر طور که می خواهند زندگی کنندو هر نوع درآمدی را کسب نمایند.

    ۱۱ ــ کار روحانیت هنر است.

    زیرا هر کس از راه می رسد از آنان طلبکار و خواستار پاسخ به شبهات از سوی آنان است! .  در حالی که اکثر شبهات موجود، عقیدتی نبوده و ناشی از رفتارهای نادرست برخی مسئولین ارشد ، میانی و… ــ در گذشته و حال ــ بوده است . معمولا هر مقامی در این کشور ــ حتی از میان روحانیون مشهور و صاحب مقام و بعضی علمای حوزه علمیه قم  ــ که برای ایراد سخن به منطقه ای می روند ، یا در مصاحبه های تلویزیونی ،  وقتی احساس می کنند مطلب برای گفتن کم آورده اند ، موضوع « پاسخ به شبهات » از سوی روحانیون را پیش می کشند! .

    در حالی که همه ی مسئولین ــ در هر لباسی که هستند ــ  باید سعی کنند با ارایه رفتارهای درست شخصی و خانوادگی ، اظهارنظرهای صحیح و حل به موقع  مشکلات مردم ،  اصلا شبهه ای ایجاد نشود تا نیاز به پاسخگویی باشد. حال اگر هم شبهه ای ایجاد شد ، باید خودشان جوابگو باشند نه روحانیتی که در متن زندگی می کند و مقام و امکاناتی ندارد.

    مطلب مرتبط :  مسجد خاتم الانبیاء(ص). بخش چهارم. تربیت سخنرانان جوان.

    یک نظر بگذارید