بايگانی
آخرين نظرات …

    شهید سید محمد اسحاقی . بخش چهارم

    شهید سید محمد اسحاقی

    بخش چهارم  .  ویژگی های اخلاقی و رفتاری

     

    در مباحث پیشین « ویژگی های اخلاقی و رفتاری شهید اسحاقی » ، ده خصوصیت برجسته آن جوان بهشتی ،  بیان گردید . اینک به ادامه بحث می پردازیم .

     ۱۱ ـ  ارتباط مستمر با روحانیت

    سید محمد ، به دلیل پرورش یافتن در یک خانواده ی اصیل روحانی ، علاقه فراوانی به این صنف شریف داشت . بدین خاطر ارتباط مستمر خود را با روحانیون شهر رشت و کلیه مناطق و شهرهایی که در آنجا مشغول به خدمت می شد ، حفظ  می کرد . روحیه « روحانی دوستی » شهید تا پایان عمر پربرکتش ادامه داشت .

    ۱۲ ـ  کار رایگان برای سپاه پاسداران

    ایشان ، مانند بسیاری ازهمرزمان شهیدش ، بیش از ۲ سال از حقوق و مزایای سپاه پاسداری ، استفاده نکرده و حقوق اندکی که به وی داده می شد را مجددا به حساب این نهاد انقلابی واریز می کرد و معتقد بود که الآن سپاه با مشکل مالی مواجه است و هر کس باید به اندازه توان خویش به آن یاری برساند تا بتواند روی پای خود بایستد .

    ۱۳ ـ  احترام به خانواده های معظم شهدا

    مهمترین ویژگی سید محمد ، ادای احترام فوق العاده نسبت به پدران و مادران شهدای والامقام دفاع مقدس بود .  وی خود را مقید کرده بود که هنگام حضور در شهر رشت ، به دیدار والدین دوستان شهید خویش برود واز آنان احوالپرسی و دلجویی نموده و حتی برای آنان ، جهت رفتن به نزد دکتر و بیمارستان ، وقت بگیرد .

    ۱۴ ـ عشق به شهادت

    سید محمد ، عشقی وصف ناشدنی نسبت به امر « شهادت » داشت . این عطش پایان ناپذیر ، بعد از شهادت تعدادی از دوستانش ، بیشتر و بیشتر شد تا جایی که در روزهای آخر عمرش ، علاقه ای به ادامه زندگی دنیوی نداشت .

    پس از آن وی به آرزوی خویش نایل گشت  ، دوستان همرزمش به مرحوم حجت الاسلام حاج سیدعبدالله اسحاقی ــ پدر شهید ــ گفتند : « اوهمیشه در نمازها و نیایش هایش ، از خدا می خواست که درجه رفیع شهادت را نصیب وی فرماید ، ولی هرگز دوست نداشت مجروح و جانباز شود .زیرا معتقد بود که مشکلات یک جانباز ، بسیار زیاد است و خانواده اش ناچارند مشکلات ناشی از معلولیت او را بپذیرند که تحمل این مسئله برای اکثر افراد ، آسان نیست » .

    ۱۵ ـ  برخورداری از شور و شوق مبارزه

    با شروع فعالیت های مبارزاتی دانش آموزی علیه رژیم پهلوی در شهر رشت ، سید محمد که در مدرسه شهید بهشتی فعلی ــ شاهپور آن  زمان ــ  درس می خواند ، به همراه گروهی از دوستانش ، به سازماندهی تظاهرات داخل مدرسه و گسترش آن به فضای بیرون ، پرداخت که اولین تظاهرات در نوع خود بود ، که به داخل خیابان ها کشیده شد .

    روزنامه رستاخیز ــ  که دردوره طاغوت چاپ می شد وارگان حزب رستاخیز به شمار می رفت ــ عکس گروهی ازدانش آموزان این مدرسه را چاپ کرد و شهید اسحاقی به سبب آن که از نظر قد و قواره ، از همه بلندتر بود ، درعکس ، کاملا مشخص بود .

    به دنبال حمله ماموران شهربانی آن روزگار به مدرسه یاد شده ، سید محمد و دیگر کسانی که تصاویرشان در نشریات چاپ گردیده بود ، دستگیر و به شهربانی برده شدند .

    گروه مذکور ، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند . در آنجا نیز او به دلیل قد رشیدش و به سبب آن فرزند یک روحانی بود ، بیش از دیگران مورد ضرب و شتم  قرار گرفت و مدت ها براثر اصابت لگد یکی از ماموران به سرش ، از گوش وی خون جاری می شد .

    این شور و اشتیاق به مبارزه بود که او را به میدان جنگ با دشمن بعثی کشاند و تا پایان راه  نیز این روحیه را حفظ کرد .

    یک نظر بگذارید