بايگانی
آخرين نظرات …

    ما همچنان در حال کندن هستیم !

    ما همچنان در حال کندن هستیم !

    طنز ، امید حقگو ، بخش اول ، اصلاح ۲۵۸ ، دوشنبه ۱۸/۱۱/۸۹ ، سال پنجم .

     

    شغل ما ، کندن مداوم و بدون توقف خیابان ها و کوچه ها است . چه شغل خوب و جالبی .

    آیا شما با من موافق نیستید؟ . خوب نباشید . تازه ، به شما چه ربطی دارد؟ . نمی دانم که چرا من مشغول ردیف کردن دلیل و برهان برای شما هستم تا ثابت کنم که شغل خوب و پردرآمدی دارم ؟ . اصلا چرا من دارم مشکلات پنهان و آشکار یا موفقیت های بی سروصدایم را برای شما بازگو می کنم ؟

    اما خودمانیم ، شغل من ، واقعا نان و آبدار است . فقط مواظب باشید که ما را چشم نزنید . شما هم اگر خواستید ، می توانید بیایید شریک شوید . البته این « بفرما » زدن ، بی دلیل نیست . چون می دانم شما دنبال انجام فعالیت های سخت نیستید . تحمل کار در هوای سرد ، بارانی یا برفی را ندارید . شما اهل کار کردن در هوای داغ تابستان نیستید .

    زیرا به نظر می رسد که اغلب شما می خواهید راحت باشید ، پدر و مادر یا دولت ، هزینه ها را بدهند و فقط چانه تان کار کند ، حرف های بیخود بزنید و گناه ناداری تان را به گردن هر کس دیگری بیاندازید غیر از خودتان .

    شما دلتان می خواهد بهترین لباس ها را بپوشید ، بهترین گردش ها و تفریح ها را داشته باشید ، بهترین جاهای دنیا را ببینید ولی بدون کار ، بدون زحمت ، بدون پس انداز و فقط با بر زبان آوردن حرف هایی که ارزشی ندارند .

    بنابراین اگر از کارم پیش شما تعریف کنم ، اشکالی ندارد چون می دانم هرگز نمی توانید رقیب من باشید .

    آری ، تخصص ما ، کندن همه جا است . خیابان ها یا کوچه هایی را در روز اول می کنیم ، چند روز سر آن را باز می گذاریم تا برای همگان قابل مشاهده باشد . بعد از یک هفته آن را پر می کنیم ، روز هشتم آسفالت نازک می کنیم ، روز نهم روکش آسفالت صورت می گیرد ، روز دهم و یازدهم استراحت می کنیم ، روز دوازدهم تا هفدهم باران می آید ، روز هیجدهم می گذاریم خشک شود ، و روز نوزدهم در برابر چشمان حیرت زده شهروندان ، با دستگاه مخصوص بریدن آسفالت ، بیل مکانیکی و سرانجام بیل و کلنگ سنتی ، دوباره همان جا را می کنیم و زندگی مردم را غرق در گل و لای و دردسر می نماییم .

    شغل ما ، جوری است که هیچ کس نمی تواند از خراب کردن های پی در پی ما شکایت کند . چون کسی نیست که به شکایت وی رسیدگی نماید . اصلا شکایت از چی ؟ . شکایت ، کیلویی چند ؟ .

    مگر مسئولین ارشد استان بیکار هستند که وقت رسیدگی به شکایات کوچک و بزرگ مردم در محلات شهری را داشته باشند ؟ . چون اگر آن ها اهل رسیدگی باشند ، پس چه موقع باید بر سر قدرت و تقسیم آن ، با یکدیگر دعوا کنند ؟

    مرد حسابی ! ، آدم هایی موفق خواهند بود که کارهایشان را به ترتیب اولویت و اهمیت تقسیم کنند . خوب در این میان ، اولویت رسیدن به قدرت بیشتر است یا بازخواست از ما که « شما دارید چه بلایی بر سر بودجه دولت و زندگی مردم می آورید ؟ » . معلوم است اولی اولی است ، دومی را ولش !

    ادامه دارد…

    یک نظر بگذارید