بايگانی
آخرين نظرات …

    ما همچنان در حال کندن هستیم !

    ما همچنان در حال کندن هستیم !

    طنز ، بخش دوم ، امید حقگو ، اصلاح ۲۵۹ ، دوشنبه ۲۵/۱۱/۸۹ ، سال پنجم .

     

    شغل ما ، نان و آبدار است مانند شغل بعضی ــ و تقریبا گروهی از ــ پزشکان عزیز . کار هر دوی ما ، ساکشن نمودن پول از جیب مردم  به روش های متفاوت ، خراب کردن امور روبراه ،  در هم ریختن اوضاع عادی ترافیک شهر و بی ریخت نمودن سلامت بدن و فکر مردم است .

    آن ها این کار را با نوشتن آزمایش های الکی ، فرستادن مریض به آزمایشگاههای طرف قرارداد ، صدور نسخه های الکی ، ویزیت های الکی ، نوبت های طولانی الکی برای کسب شهرت الکی و به دست آوردن پول های نجومی و فلکی و خرج کردن آن در کشورهای خارجکی و داشتن روحیه طلبکاری و غر زدن مداوم از اوضاع داخلکی ، انجام می دهند. ما نیز با هر عملی که اسم « کندن » روی آن باشد ، به اهداف خود می رسیم .

    همچنان که کار دکترها ، رکود اقتصادی و « ندارم » نمی شناسد و بیماران و عمل های جراحی بعضا الکی ، بدون نظارت های حتی الکی ، همیشه روبراه هستند ، کار ما نیز تحریم اقتصادی ، بی حالی بازار و… نمی شناسد . چون ابزارهای کار و مواد مورد نیاز ، همگی وطنی هستند و غیر وارداتی .

    راستی ، اگر ما مشغول کندن و پر کردن الکی در طول سال نباشیم ، پس این بودجه های مصوب استانی ، شهری و روستایی چگونه باید خرج شوند ؟

    خوب ، این نکته را همه مدیران گرامی می دانند که اگر بودجه سازمانی به طور کامل هزینه نشده باشد ، باید باقیمانده ی آن به مرکز بازگردانده شود و این حادثه هم برای آنان افت و نقص به شمار می آید . بنابراین همنیطور الکی با ما قرارداد می بندند که بکنیم تا پر کنیم و پر کنیم تا بکنیم.

    دوستان گرامی ، اگر ما سطح خیابان ها و کوچه های بی زبان را شخم نزنیم و به حفر چاله و چاه نپردازیم ، این همه میکانیک ، تعمیرکار جلوبندی و کمک فنر ماشین و… ، چه گلی باید به سر خویش بزنند؟ . خوب آن ها هم باید درآمدی داشته باشند و چرخ زندگی شان بچرخد .

    معلوم است که اگر چاله و چوله ها نباشند ، در اغلب اوقات ، تصادفات سبک و سنگین رخ نمی دهد . اگر تصادف رخ ندهد ، وضعیت صافکار ، نقاش و فروشنده ی لوازم ماشین و…، چه می شود ؟

    اگر تصادفات نباشند ، دیگر کسی مجروح نمی شود یا نمی میرد. در آن صورت ، دیگر نیازی به اورژانس ، پزشک ، جراح ، بیمارستان[ بخصوص از نوع خصوصی] ، عمل جراحی ، بستری شدن طولانی مدت در آنجا ، رفت و آمدهای مکرر به مطب پزشکان معالج بعد از ترخیص از بیمارستان ، و هزینه های سرسام آور جانبی ، پیدا نمی شود . خوب ، در این حالت ، همه ی مشاغل یاد شده بیکار می شوند و نمی توانند پاسخگوی خانواده شان باشند.

    اگر این گرفتاری هایی که ما ایجاد می کنیم نباشند ، دیگر کسی نمی تواند در مطبوعات از مسئولین استان یا شهر خودش انتقاد کند . آن وقت صدا و سیما هم قادر نیست برود از آن مکان یا حادثه فیلم بگیرد و برنامه های تلویزیونی را هیجان انگیزتر نماید .

    آنگاه دیگر کسی نمی تواند در اتوبوس ، تاکسی ، صف نان و به طور کلی لحظات بیکاری اش ، مخ مردم را به کار بگیرد ، زمین و زمان را به هم ببافد و حرف های به ظاهر فیلسوفانه بزند . در نتیجه ، تولید کالای « انتقاد » از سوی نمایندگان مجلس نسبت به استاندار و هر کسی که در آخر نام پیشه اش ، کلمه « دار » دارد ، به شدت کاهش یافته و دیگر حرفی برای مطرح شدن باقی نمی ماند .

    اگر شغل شریف ما نبود ، گورستان ها تقریبا به حال نیمه تعطیل درمی آمد . چون بیشتر مرگ و میرها مال تصادفات است . تصادفات هم اکثرا نتیجه مهندسی غلط جاده ها و خیابان ها است . مهندسی غلط هم که توسط ما صورت می گیرد . پس ما منبع خیر و برکت برای همه اقشار جامعه هستیم .

    بدین خاطر از همین حالا به همه هشدار می دهم که هر کس هم پشت سر ما حرف درمی آورد ، کار بی جایی می کند و فردی که کار بیجا انجام دهد ، مستحق مجازات است . بهترین مجازات هم این است که اگر او را شناسایی کنیم ، بدون خبر قبلی برویم جلوی درب خانه اش ، یک چاه آب و فاضلای ، مخابرات ، گاز شهری و… بکنیم تا وقتی که صبح از خانه اش بیرون آمد ، با دیدن آن ، یک جفت شاخ بزرگ بالای سرش سبز شود .

    پس دوستان عزیز ، قدر ما و زحماتمان را بدانید . تازه اگر هم اگر قدرشناسی و سپاسگزاری نباشید ، اهمیتی نمی دهیم و همچنان دنبال کندن هستیم . چه خوشتان بیاید یا نیاید !

    یک نظر بگذارید