بايگانی
آخرين نظرات …

    معضلی به نام دختران فراری . بخش دوم

    معضلی به نام دختران فراری

    مقاله ، مینا پورعلی ، بخش دوم ، اصلاح ۲۶۲ ، دوشنبه ۱۶/۱۲/۱۳۸۹ ، سال پنجم

     

    در ادامه بحث قبل ، به اینجا می رسیم که فرار دختران از خانه ، دارای علل متعددی است که هر یک از آنها یا همه با هم ، در ایجاد پدیده ای به نام « دختران فراری » مؤثر می باشند که در زیر به برخی از آن ها اشاره می شود :

    ۱ ــ خشونت در خانواده :

    اعمال خشونت های روحی و جسمی از سوی اعضای بزرگتر خانواده ، عامل بسیار مهمی در فرار دختران به شمار می رود . بسیاری از دخترانی که قربانی خشونت ها می باشند به دلیل ترس از آزاردهندگان و نیز حفظ آبروی خویش ، جرأت اظهار مشکلاتشان را ندارند . لذا از خانه فرار می کنند و در شرایطی که از سوی نیروهای انتظامی مجبور به بازگشت شوند ، تمایلی به این کار ندارند . زیرا از محیط ناامن خانه خویش به شدت می هراسند .  

    ۲ ــ تبعیض : 

    بسیاری از والدین ، آگاهانه یا ناآگانه با رفتار تبعیض آمیز بین فرزندان ، موجب ایجاد اختلاف بین بچه ها و دلسردی آن ها از زندگی می شوند . تفاوت در مواجه شدن با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و تنبیه تبعیض آمیز بر اساس برتری پسر بر دختر یا بالعکس ، موجب سلب اعتماد به نفس و بدبینی فرزندان نسبت به والدین می شود . تبعیض ، با روحیه حساس و عزت نفس دختران ، منافات دارد و لطمات جبران ناپذیری را بر روح و روان آن ها ، وارد می سازد .

    ۳ ــ  محدودیت مطلق :

    در بعضی خانواده ها به هیچیک از خواسته های مادی و معنوی فرزندان توجه نمی شود و محدودیت فراوانی در مورد آن ها ، اعمال می گردد . لذا توانایی تحمل و مقاومت آن ها در هم می شکند و از هر فرصتی در جهت عدم پیروی از هنجارهای خانواده ، بهره می برند و در صدد هستند با فرار از خانه ، از این محدودیت ها رهایی یابند .

    ۴ ــ آزادی مطلق :

    از سوی دیگر توجه بیش از حد متعارف و در اختیار قرار دادن امکانات فوق سنی ، می تواند موجب افزایش تقاضاهای متنوع بچه ها شده و آنان را به فرار از خانه ، ترغیب نماید . فرزندانی که همه امکانات زندگی را به راحتی در اختیار دارند ، لوس و ننر بار آمده و طاقت تحمل کوچکترین ابراز مخالفت از سوی والدین خود را ندارند .

    فرزند به دلیل تربیت عاطفی (نه تربیت عقلانی) ، روحیه عدم درک منطقی شرایط‌ ، ناز پروری و کاهش دامنه استقامت ، عصیان و طغیان نموده و همین امر موجب دوری او از والدین و اعضای خانواده می گردد که نهایتا می تواند زمینه فرار از خانواده را فراهم نماید .

    ۵ ــ وسایل ارتباطی جمعی :

    نقش وسایل ارتباط جمعی به ویژه ماهواره و اینترنت در رواج بی بند و باری اخلاقی ، مقابله با هنجارهای اجتماعی ، عدم پایبندی به اصول و فروع مذهبی و بلوغ زودرس نوجوانان در مسائل جنسی ، حائز اهمیت است .

    ۶ ــ  شهرنشینی :

    بافت اجتماعی کلان شهرها و پیچیدگی روزافزون زندگی شهری ، فرصت ارتکاب جرایم و رفتارهای ضد اجتماعی را فراهم می کند . جاذبه شهرهای بزرگ ، به دلیل برخورداری از رفاه ، تجملات و سایر امکانات مادی ، انگیزه ی رسیدن به آن ها و زندگی در چنین محیط  هایی را مضاعف می کند .

    سیل عظیم جمعیت ، با هدف یافتن شغل مناسب و دست یابی به امکانات فوق ، مهاجرت می نماید و شهرهای بزرگ را با خرده فرهنگ های مختلف در هم آمیخته و بدین ترتیب ، پایبندی به آداب و رسوم سنتی کاهش می یابد و به همان نسبت ، آزادی عمل فرد نیز بیشتر می شود . گاهی همین سراب زندگی مرفه شهری و آزادی ، دختران را به سوی شهرها متواری می نماید .

    ۷ ــ  تغییر ارزش ها :

    انسان های دنیای امروز ، در چهارراه سرگردانی و تضاد ارزش ها گرفتار آمده اند و نمی دانند به کدامین سو حرکت کنند . از یک سو جامعه بستر نوینی از ارزش های اجتماعی مدرن را در مقابل دیدگان افراد قرار می دهد و از سوی دیگر ، فرد را با بن بست های بسیاری در دست یابی به اهداف جدید ، مواجه می کند .

    جوان امروز دراین شرایط با مشکل « بحران هویت » روبرو است . گاه آنچه که اجتماع به طور عملی به او می آموزد با ارزش های خانوادگی سنخیتی ندارد و همین امر شخصیت او را دچار دوگانگی می نماید . در نتیجه دختران دچار « خود درگیری » گشته و برای فرار از این حالت ، به شیوه های مختلفی نظیر فرار از خانه ، متوسل می شوند .

    ۸ ــ  مشکلات اقتصادی :

    برخی از صاحب نظران ، مشکلات اقتصادی را علت عمده ی آسیب های اجتماعی می دانند. البته این نکته ، به مفهوم نگرش تک عاملی در تبیین انحرافات نمی باشد . به اعتقاد آنان ، عوامل اقتصادی در چگونگی زندگی فردی و اجتماعی تاثیرگذار است . ناداری و توزیع ناعادلانه ثروت به همراه فقر فرهنگی ، زمینه ساز انواع رفتارهای نابهنجار می باشد .

    امروزه فشار مشکلات اقتصادی ، نیاز به دو شغله بودن و اشتغال ناگزیر نان آوران خانواده در مشاغل کاذب یاغیرمجاز را افزایش داده است . همین مسئله منجر به کم توجهی آن ها نسبت به نیاز جوانان ، و کاهش تلاش جهت رفع مشکلات روحی و روانی و تربیت صحیح و شایسته آن ها گردیده است  .

    یک نظر بگذارید