بايگانی
آخرين نظرات …

    رنگ های فرهنگی و فرهنگ های رنگی

    رنگ های فرهنگی و فرهنگ های رنگی

    مقاله ، مجید شعبان نیا، اصلاح ۲۶۶ ، دوشنبه ۵/۲/۱۳۹۰ ، سال پنجم .

     

    به گواهی تاریخ ، زمینه شکل گیری انقلاب های بزرگ مردمی در جهان ، همواره از نوعی احساس نیاز مردم به تغییر یا اصلاح جامعه در ابعاد گوناگونی همچون اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیکی و… سرچشمه گرفته است؛ اما در این میان جوانه زدن نهال انقلاب شکوهمند اسلامی که به اعتراف دوست و دشمن ، تنها انقلاب فرهنگی جهان محسوب می شد ، قدرت های شرق و غرب آن زمان را که فکر ، فرهنگ و اقتصاد کشورهای دیگر را به استعمار و استثمار خویش در آورده بود ، مبتلا به حیرت و ترس  کرد .

    از آنجا که ساختار فرهنگ انقلاب مردم ایران در این انقلاب بزرگ فرهنگی ، متشکل از دو وجه بیرونی و درونی و به عبارتی ، فردی و اجتماعی می شد ، این تحول در انقلاب ، نه تنها از ایجاد تغییر در بنیاد های حکومتی و اجتماعی جامعه ، بلکه از تحولی عمیق در تمام لایه های وجود فردی و همچنین ساختار اجتماعی مردم ایران به صورت توامان حکایت می کرد و این ویژگی منحصر به فرد انقلاب ایران ، نوع انقلاب های جهانی را از دوران مدرنیسم به دوران پسامدرنیسم یا فوق مدرن ، سوق داد .

    آری ، آورده ی فرهنگی انقلاب مردم ایران ، جز اسلام ناب و مکتب تشیع ، درون مایه دیگری نداشت . عقیده ای که مردان و زنان ایرانی را یکپارچه برضد حکومتی دست نشانده از سوی استعمارگران ، شورانید و از آن پس ، این جریان عمیق فکری ــ فرهنگی که موجب ناکارآمدی سلاح سرد و گرم دشمنان شده بود ؛ از همان آغازین روزهای پیروزی انقلاب توجه معاندین حق و حقیقت را برای آغاز شیوه ای جدید برای مبارزه فرهنگی با کشورمان جلب کرد .

    از این زمان ، فعالیت های گسترده ی ضد فرهنگ دینیِ مردم ایران با استفاده از تکنولوژهای جدید در محورهایی همچون سوء استفاده از رسانه و افکار عمومی ، ماهواره و اینترنت و نیز تبلیغ و عرضه تفکر پوسیده و مبتذل غرب ــ که از دل آن چیزی جز افکار الحادی نظیر مارکسیسم ، سوسیالیسم و فمنیسم و… بیرون نمی آمد ــ با هدفِ تحت تاثیر قرار دادن نسل جدیدی که درک درستی از دین ، فرهنگ و تفکر اسلامی نداشت ، آغاز گشت .

    در ادامه باید گفت که اگر چه ممکن است این اقدامات تا حدی تاثیراتی را در قشری از جامعه ایرانی داشته باشد ، اما تجربه ثابت می کند که این توطئه ها در مقابله و قیاس با فرهنگ ریشه دار عقلی و فطری ایرانی که برگرفته از شریعت مبین اسلام است همواره محکوم به شکست بوده است .

    به یقین می توان ادعا کرد که مهمترین آسیب و تهدید دیروز و امروز ، ماهواره ، اینترنت و شبکه های مجازی نیستند ، بلکه با کمی تامل می توان دریافت که دشمنان با آگاهی از حقیقت یاد شده ، همواره تلاش کرده اند که با استفاده از عناصر داخلی و خارجی ، به وسیله واژه گون کردن معنای فرهنگ دینی و در واقع سکولاریزه کردن فرهنگ اسلامی ، گفتمان و مسیر انقلاب اسلامی ایران را به سوی اهداف خویش تغییر دهند و با وارد کردن ضربه ای بنیادین بر پیکره انقلاب اسلامی  به تمام اهداف سیاسی و فرهنگی و اقتصادی خود ، دست یابند .

    با نگاهی ژرف به دیدگاه های قالبی مردم و بالاخص بخش مهم و کثیری از مسئولینِ فرهنگی ، زوایای گوناگون این مصیبت روشن تر خواهد شد . زیرا در سازمان های با برچسب فرهنگی ، آگاهانه یا ناآگاهانه ، تلاش می شود تا فرهنگ اسلامی از معنای ارزشی و دینی و انقلابی خود به یک مفهوم کلی و سطحی تقلیل یابد . در نتیجه ، به هر نوع فعالیت هنری و ادبی  هر چند ضد فرهنگی ــ همچون دیدگاه های غربی و ماتریالیستی ــ برچسب فرهنگی زده می شود و بخش عظیمی از انرژی و بودجه های هنگفت فرهنگی کشور را که باید صرف نشر اعتقادات اصیل دینی شود ، به سوی تبیین تفکرات اومانیستی سوق می دهد .

    تفکرات غربزده ای که به فرهنگ سازی ، تنها فرهنگ های ساختگی و تقلیدی را با خود به ارمغان می آورد و با ظاهر سازی های فرهنگی ، فرهنگ های رنگی را به مردم یک رنگ شده در جریان انقلاب اسلامی ، ارایه می کند.

    به راستی آیا می توان به بسیاری از برنامه های پخش شده در سینما و رسانه های جمعی ، انواع موسیقی ها و کنسرت های دارای مجوز رسمی ، موسسات فعال فرهنگی و هنری با آن محصولات بصریِ به اصطلاح سانسور شدهِ مبتذل ایرانی و خارجی ، بسیاری از همایش ها و جشنواره های فرهنگی ، ادبی ، هنری و غیره ، نام « فرهنگ دینی » داد .

    آیا عملکرد امروز فرهنگیِ ما ، نوعی خودزنی فرهنگی محسوب نمی شود ؟

    یک نظر بگذارید