بايگانی
آخرين نظرات …

    نیاز به مدیران بومی و بی مهری با آنان !

    نیاز به مدیران بومی و بی مهری با آنان ! 

    سرمقاله ، اصلاح ۲۷۱ ، دوشنبه ۹/۳/۱۳۹۰ ، سال ششم .

     

    مدیریت کلان استان گیلان ، همیشه با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده است . یکی از دلایل اصلی عقب ماندن گیلان از استان های برخوردار ، عدم توانایی مسئولین وقت ، در بهره برداری از فرصت های طلایی اقتصادی می باشد که به همین نقیصه بسیار مهم باز می گردد .

    بدیهی است که شرط موفقیت افراد صاحب مقام در مدیریت کلان ، برخورداری از دانش مناسب ، تعهد ، تجربه میدانی ، شناخت صحیح نیازهای واقعی هر نقطه ، حضور مستقیم در عرصه های سیاسی و نیز آشنایی کافی مدیران ارشد ، از نیروهای کارآمد محلی است . در غیر این صورت ، دست یابی به کامیابی مدیریتی ، آرزویی بیش نبوده و در حد توهم ، باقی خواهد ماند .

    انتقاداتی که این روزها نسبت به استاندار محترم و غیربومی گیلان صورت می گیرد ، به جهت نگرانی از آینده استان و از سوی دیگر ، خیرخواهی برای شخص ایشان است تا بتواند با خیالی راحت تر به پیش رود و آسودگی خاطر نیز به برنامه ریزی مناسب ، شناخت درست و استفاده بجا از نیروهای بومی ، بستگی دارد .

    نکته مهم آن که نباید فراموش کرد : صرف انتقاد ، راه چاره نیست . زیرا جای این پرسش از خود انتقاد کنندگان است که آیا تاب پذیرش ریاست افراد هم شهری یا هم استانی خویش را دارند ؟!

    نباید فراموش کرد که روحیه عدم تحمل مدیریت هم محلی ها در استان گیلان ، از قدیم الایام وجود داشته و به همین سبب از گذشته تا به امروز ، مرکزنشینان ترجیح می دادند که از مدیران غیربومی در این منطقه استفاده کنند تا از کلیه مخالفت ها و بحث و جدل های بومی ها میان یکدیگر ، فارغ البال باشند .

    شاید بتوان ادعا کرد که یکی از علل اصلی ناکامی گیلانی ها در بهره گیری از فرصت های اقتصادی کشور ، به همین کاستی استراتژیک باز می گردد . نقصی که در جایی مانند اصفهان ، تقریبا حالت معکوس داشته و به نقطه قوت آنجا تبدیل شده و نتایج درخشان آن نیز برای اصفهانی ها ، به طور کاملا ملموس حاصل گردیده است .

    برخی از گیلانیان ــ نمایندگان مجلس ، گروههای سیاسی و… ــ هر چند شعار استفاده از مدیران بومی را در هر جا سر می دهند ولی طاقت استفاده از مدیران هم محلی را نیز ندارند .

    هر چند که بعضی مدیران محلی نیز از سعه صدر کافی برای تعامل با هم استانی های خود ، برخوردار نمی باشند و اهل مشورت با اشخاص صاحب نظر نیستند یا اگر هم مشورتی می کنند ، بیشتر جنبه فانتزی دارد .

    این ناسازگاری دو طرفه که ناشی از روحیه تک روی ، آستانه بردباری پایین ، توقعات بیش از حد ، امتیازطلبی های غیرواقعی و… است ، موجب کاهش قدرت مدیریت اجرایی در استان شده است .

    به نظر می رسد که تنها راه چاره ، پذیرفتن دیدگاههای نماینده محترم ولی فقیه در استان ، از سوی تمامی مدیران ، نمایندگان مجلس و نیز فعالان سیاسی طیف های مختلف ، به عنوان « فصل الخطاب » و کنارگذشتن هرگونه تک روی است تا گیلانیان بتواند از این بن بست تاریخی خارج شده و با دست یافتن به اتحاد واقعی ، از نتایج گرانبهای آن برخوردار شوند .

    یک نظر بگذارید