بايگانی
آخرين نظرات …

    علم ، ابزاری شگفت انگیز

    علم ، ابزاری شگفت انگیز

    مقاله ، سجاد حبیب پور ، اصلاح ۲۷۱ ، دوشنبه ۹/۳/۱۳۹۰ ، سال ششم .

     

    افرادی که مشغول اعمال روزانه خود بوده ، هستی و سعادت را در این می بینند که تمکن مالی پیدا کرده و در حیات دنیوی خود پیشرفتی داشته باشند ، دایره ی وجودی روشن شده ی آن ها ، از محیط پیرامون شان فراتر نمی رود .

    افراد مذکور از علم واقعی بهره ای نبردند ، بدین خاطر از صعود مرتبه های بلندی که می توان به وسیله ی علم کسب نمود ، غافلند . بنابراین خداوند متعال چنین اشخاصی را در کتاب خود با کلمات ظاهری و اجمالی مورد خطاب قرار داده ودر قبال اعمال حسنه شان ، وعده ی  حور ، غلام ، انگور، گوشت ، قصر و باغ  و… می دهد و می فرماید : « تکون لهم جنة من نخیل وعنب /  آیه ۹۱ سوره ی اسراء » ، « تکون لهم جنة یاکل منها /  آیه ۸ سوره فرقان » .

    فهم چنین انسان هایی در همین مرز ظاهریات می باشد و پروردگار نیز بیشتر با جنبه اصطلاحی  صحبت می فرماید تا این دسته از مردم ــ که اکثریت بشر را تشکیل می دهند ــ در مقابل زحمات خود ،‌ پاداش مناسب را کسب نمایند .

    پایین ترین طبقات بهشت را خداوند با کلمات پیش گفته ، معرفی می کند و اختصاص به اینگونه افراد دارد .

    گاه نیز می شود که انسان به وسیله علم حقیقی ، جهش  رتبه ای انجام می دهد ، یعنی در درجات بهشتی صعود می کند تا جایی که در وصف او گفته می شود : « دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی » پا بر شانه های جبرئیل می گذارد و مقامش از فرشتگان بالاتر می رود تاجایی که دیگر هیچ فرشته ای در آن مقام راه ندارد و در این هنگام باید از پروردگارش بخواهد « قل رب زدنی علما / آیه ۱۱۴ سوره طه » .

    این دعایی که در قرآن آمده ، فرموده پیغمبر ما نیز هست ، که طلب علم حقیقی می کند ، چون علم حقیقی بهترین راه بهره وری و رسیدن به اهداف بلند الهی و انسانی است . البته علم می تواند مایه هلاکت آدمی شود ، مانند دادن تفنگ به دست یک بچه ، که هر لحظه امکان دارد باعث کشته شدن خودش یا کسی شود ، چون این طفل طرز استفاده کردن از این سلاح خطر ناک را نمی داند و با میزان خطرهای بعدی و پیامدهای منفی آن آشنا نیست .

    به همین سبب از علامه جعفری(ره) نقل شده که می فرمود : خدایا علاوه بر علم ، به من ظرفیت هم بده که از این علم ، درست استفاده کنم .

    جالب است که درک هفتم جهنم که اسفل السافلین نام دارد ، به علمای سوء اختصاص داده شده است ؛ عالمانی که از علم به صورت صحیح استفاده نکرده اند . لذا این سلاح مانند وزنه ای بر گردن شان سنگینی کرده و آن ها را با خود به قعر جهنم برده است (ص ۱۴۰ کتاب منیة المرید) و نیز  می توان گفت که شیطان چنین جایگاهی دارد . زیرا او نیز عالمی توانا بوده ، ولی از علم خویش ، به طور نامناسب استفاده کرده است .

    اکثر خلفا و حکام جور ، سیاست مدار و باهوش بودند تا جایی که گفته اند در میان خلفای عباسی مامون ، از همه آن ها برتر و زیرک تر بوده ، ولی علم و آگاهی خود در راه شیطان مورد استفاده قرار داده اند .

    بدین خاطر کلام دکتر تیجانی در کتاب « اهل سنت واقعی/ ص۶۰ » که عمربن الخطاب از جریانات سیاسی زمان خویش کناره گیری کرده ، اهمیت زیادی به آن نمی داد و به زندگی روزانه اش سرگرم بود » صحیح نمی باشد . زیرا کسی که بر اریکه ی خلافت تکیه زده و مسئولیتی را بر عهده دارد ، باید از کلیه تحولات زمانه  و جهان پیرامون خود ، با خبر باشد . ناپلئون بناپارت می گفت : « روح من چنان سایه بر کشور فرانسه انداخته که از همه جریانات آن آگاهم » .  

    نتیجه آن که علم ، ابزاری شگفت انگیز است که هم می تواند صاحب خود را به بهشت یا به سوی دوزخ روانه سازد .

    یک نظر بگذارید