بايگانی
آخرين نظرات …

    چرا شیعه از مذهب اهل سنت پیروی نمی کند؟

    چرا شیعه از مذهب اهل سنت پیروی نمی کند؟

     

    پاسخ به شبهات ، محمد یوسف عظیم دخت ، بخش چهاردهم ، قسمت دوم ، اصلاح ۲۷۱ ، دوشنبه ۹/۳/۱۳۹۰ ، سال ششم .

     

     در قسمت اول این بحث ، مطالبی پیرامون نسب و نژاد در قرآن مجید ، اهمیت نسب شناسی در گذشته و نیز علم ژنتیک ، بیان گردید و اینک به قسمت دوم می پردازیم :

    نجابت نسل و شبهات موجود

    پاکی نژاد ، نجابت نسل ، عفت پدر و مادر و سابقه  اجتماعی خاندان ، در مراتب شخصیتی فرد بسیار اثرگذار است و انسان هر چقدر دارای نژاد پاک و ممتاز باشد ، بر اعتبار شخصیت او افزوده می شود .

    شاید عده ای ضرب المثل مشهور « گیرم پدر تو هست فاضل / از فضل پدر تو را چه حاصل » را دستاویزی برای رد ادعای ما قرار داده  و بگویند : « نسب و نژاد مهم نیست . این ، قابلیت شخصیتی فرد و گوهر وجودی او است که باید در مسیر رشد و تربیت قرار گیرد و به انساب و آبا و اجداد او ربطی ندارد . چه بسیارند افرادی که شاید از نسل معروف و مشهوری نبوده ، ولی به درجات بالای علمی و اجتماعی رسیده اند  » .

    شاید عده ای دیگر نیز این موضوع را مطرح کنند : « آن دسته از افرادی که پدر و مادر خود را در انواع آسیب ها و بلاهای اجتماعی اعم از تصادف ، قتل و حتی پدیده های طبیعی ناخوشایند مانند سیل ، زلزله ، جنگ و یا به شکل های دیگر از دست داده  و از قوم و خویش خود بی خبرند و هیچ سرپرست دیگری نداشته و نسب  و نژاد معلومی ندارند ، پس نمی توانند از لحاظ شخصیتی رشد کنند ؟

    یا آن دسته از کودکانی که در شیرخوارگاه ها ، پرورشگاه ها و یا زیر نظر پوشش های  حمایتی و خیریه ای اعم از دولتی و خصوصی زندگی می کنند ، بی ریشه و نژاد بوده و از رسیدن به کمالات و درجات بالای انسانی عاجز می باشند ؟ » .

    در پاسخ به این دسته از افراد باید گفت : « این که انسان ، پدر و مادر و حتی قوم و خویش خود را در فراز و نشیب های گوناگون و در مقابله با انواع آسیب های اجتماعی ، طبیعی و حتی جنگ از دست بدهد و یا از سرپرست و نزدیکان او به دلایل مختلف مانند فقر ، اعتیاد و… ، از میان رفته و ناگزیر در مکان هایی مانند پرورشگاه و… زندگی کند ، دلیل بر بی نسب و نژاد بودن او نیست . اما خواه ناخواه اثرات منفی کمبودهای یاد شده ، در زندگی افراد مذکور وجود دارد و بر اثر گذشت زمان ، رخ دادن حوادث مختلف و پدید آمدن شرایط گوناگون ، خود را نشان خواهد داد » .

    به علاوه در مصاف با عده ای جاهل و نادان و متعصب و مدعی اسلام و مسلمانی که دم از عرب بودن و نژاد برتر و نزدیکی به ساحت مقدس رسول ا… می زنند ، ولی  خدا را بندگی نکرده و در پی بهانه ای هستند تا بی چون و چرا خود را وارث خلافت  نبی مکرم اسلام (ص) بنمایانند ، باید بگوییم که اگر حتی صحبت از نژاد و نسب شریف و اصالت و ریشه دار بودن شخصیت به میان بیاید ، باز هم علی(ع) در صدر قرار گرفته و دیگران به گرد پای او نمی رسند و برای آن ها جای هیچ حرف و حدیثی باقی نخواهد ماند .

    نسب پیامبر در کلام خلیفه دوم

    از خلیفه دوم عمر بن خطاب در کتاب حدیقة الشیعه ، این چنین نقل شده است که پیامبر فرمود: « کل سبب و نسب منقطع یوم القیامة الا حسبی و نسبی ؛ یعنی در روز قیامت ، هر سبب و نسبی که باشد بریده شده و برطرف می گردد ، مگر حسب و نسب من » .

    در ادامه این فرمایش پیامبر ، می توان حدیث دیگری از ایشان کرد . به نقل از سلیم بن قیس [ که امیر المؤمنین(ع) طی دعایی از خداوند خواست سلیم را از دوستان وی قرار دهد ] در کتاب اسرار آل محمد(ص) پیرامون خلقت طینت واحد علی(ع) و پیامبر(ص) اشاره شده که به شرح زیر است :

    روزی امیرالمؤمنین علی(ع) از اهل بدر و احد و پیشگامان در اسلام ، در باره مطلبی اقرار گرفت و به اصطلاح « مناشده » کرد و فرمود :

    « آیا اقرار می کنید که آنچه از خیر دنیا و آخرت که بدان دست یافته اید فقط از ما اهل بیت بوده و از هیچ کدام شما نبوده است؟ . آیا اقرار می کنید که از پیامبر شنیدید که می فرمود : « من و برادرم علی بن ابیطالب تا آدم(ع) ، با یک طینت هستیم ؟ » .

    اهل بدر و احد و سابقه داران و متقدمین گفتند : « آری این را از پیامبر شنیدیم » .

    همچنین در حدیثی از علی(ع) نقل شده است که : پسر عمویم پیامبر فرمود :

    « من و اهل بیتم نوری بودیم که چهارده هزار سال قبل آن که آدم را خلق کند ، در پیشگاه پروردگار مشغول عبادت بودیم . وقتی خداوند آدم را خلق کرد آن نور را در صلب او قرار داد و او را به زمین فرستاد .

    آنگاه آن نور را در صلب نوح در کشتی نوح حمل نمود . سپس در صلب ابراهیم آن را به آتش پرتاب کرد . سپس خداوند همچنان ما را از صلب های با شرافت ، به رحم های پاک و از رحم های پاک ، به صلب های با شرافت ، بین پدران و مادران منتقل می نمود که هرگز یکی از آن ها  به صورت زنا ، با یکدیگر ملاقات نکردند » .

    علی(ع) نفس پیامبر(ص)

    ماجرای مباهله که در آیه ۶۱ سوره مبارکه آل عمران به آن اشاره شده ، خود دلیل دیگری بر یکی بودن طینت پیامبر و علی  می باشد که در آن ، از وجود حضرت امیر(ع) به عنوان نفس پیامبر ، تعبیر شده است . در آن جریان ، پیامبر(ص) فقط به آوردن علی ، فاطمه ، حسن و حسین(علیهم السلام) که اهل بیت پاک و مطهرش می باشند ، برای مباهله اکتفا نمود تا حقانیت خود را به طور کامل ثابت نماید .

    ادامه دارد …

    یک نظر بگذارید