بايگانی
آخرين نظرات …

    نمازجمعه در زیر باران شدید

    نمازجمعه در زیر باران شدید

    خاطرات سربازی من .  بخش هفتاد و یکم

     

    اوقاتی که در تهران بودم و زمان هایی که به منزل خاله ام در « وردآورد » نمی رفتم ، حضور در نمازجمعه حتمی بود . البته روز قبل به رادیو گوش می دادم که خطیب نماز فردا را اعلام کنند .

    معمولا زمانی که آقای رفسنجانی و حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان خطیب جمعه نامشان اعلام می شد ، من شب جمعه را در پادگان می ماندم و صبح جمعه بعد از انجام کارهای معین شده ، به نمازجمعه می رفتم و پس از پایان مراسم ، با اتوبوس به سوی وردآورد حرکت می کردم .

    آن ها چون می دانستند تا آنجا برسم از نظر زمانی طول می کشد ، ناهارشان را دیرتر صرف می کردند تا در جمعشان حاضر شوم .

    خطبه های آقای هاشمی رفسنجانی را دوست داشتم . چون مطالب سیاسی فراوان داشت و بسیار جمع و جور حرف می زد . اما وقتی به خطبه های عربی می رسید ، عربی خواندش ، خنده دار می شد . چون عربی را به زبان فارسی بیان می کرد .

    نمازهای حضرت آیت الله خامنه ای را دوست داشتم . زیرا سخنور چیره دستی بود ، هنگام صحبت تپق نمی زد ، کلمات را درست و محکم بر زبان می آورد و قرائت نمازش بسیار گیرا و عالی بود . ایشان معمولا سوره جمعه و منافقین را به طور کامل می خواند .

    خطبه های آقای امامی کاشانی هم بدک نبود ولی به نظر ما که جوانتر بودم ، خیلی طول می داد و نمازگزاران مرتب در محل نشستن خود ، جابجا می شدند . خطبه های آقای جنتی هم به دل نمی چسبید و علاقه ای به آن نداشتم .

    یادم هست که در یکی دو نمازجمعه که به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد ، باران شدید و سیل آسایی آمد طوری که همه نمازگزاران کاملا خیس شدند و من با همان لباس خیس تا وردآورد رفتم .

    در آن دوره هنوز محل نمازجمعه تهران ، مسقف نشده بود و مردم زیر تابش آفتاب ، بارش باران و سرمای زمستان بر روی زمین می نشستند تا نشان دهنده که به انقلاب اسلامی و رهبر آن ، چنان معتقدند و ایمان دارند که آفتاب شدید ، باران سیل آسا و سرمای گزنده ، هرگز نمی تواند آن ها را از حضور در میدان عمل ، بیرون کرده یا حتی کم رنگ نماید . 

    یک نظر بگذارید