بايگانی
آخرين نظرات …

    روزهای پایان سربازی

    روزهای پایان سربازی

    خاطرات سربازی من . بخش هفتاد و دوم

     

    سربازی ، برایم از جنبه های مختلفی جالب بود و همیشه از آن زمان به خوشی و نیکی یاد می کنم و از یادآوری خاطرات آن ، احساس شعف و سرخوشی به من دست می دهد و خداوند را از این بابت ، سپاسگزارم .

    گذراندن دوره سربازی در نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی و زندگی با افرادی چون « حجت الاسلام محمد رضا هاتفی ، حجت الاسلام شهید مهدی فراهانی ، ناخدا موسوی ، ناخدا عبداللهی فر ، استوار تکاور آقای ساقی شب ، ناو استوار آقای یوسفی ، افسران شسته رفته و با کلاس و فهیم نیروی دریایی و نیز آشنایی با سربازانی مانند : آقایان علیرضا قربانی(آستانه اشرفیه) ، صابر(اصفهان) ، یوسفی(اصفهان) ، منتظری(اصفهان) ــ که ایشان پس از سربازی در جبهه های حق علیه باطل به درجه رفیع جانبازی رسید ــ ، عبدالرحیم کردافشار(گلستان) ، شهید شعاع شرق(لاهیجان) ، شهید زارع (لاهیجان) ، میرشهاب مؤمنی (رشت) و عزیزانی که بعد از گذشت حدود سی سال نامشان از یادم رفته است ، فرصت مغتنمی بود تا با انسان های شریفی از استان های مختلف آشنا شوم و از هر قوم و ملیتی ، مطالبی بیاموزم .

    شاید بتوانم اهداف خود از حضور در میدان سربازی را به شرح زیر مرتب نمایم . شاید برای بزرگوارانی که این نوشته ها را در حال و آینده می خوانند ، مفید باشد :

    اول :  انجام وظیفه دینی و ملی .

    دوم :  کسب تجربیات سازنده و جدید .

    سوم :  آموختن نکات و مطالب تازه .

    چهارم :  آزمودن خودم در اولین صحنه های زندگی واقعی و بدون داشتن حمایت خانواده .

    پنجم :  بالا بردن توان تحمل در برابر مشکلات .

    ششم :  گسترده شدن دیدگاهم نسبت به زندگی و جهان پیرامون .

    هفتم :  مشاهده سختی ها و مشکلات دیگران .

    هشتم :  یافتن دوستان جدید و کسب تجربه در امر گزینش دوستان شایسته .

    و …

    در مجموع ، من دو سال سربازی را دوران خودسازی برای خودم محاسبه می کنم که نه تنها هیچگونه زیانی برایم دربر نداشت ، بلکه با برکات فراوانی همراه بود که در سال های ورود به دنیای طلبگی و ارتباط با مردم ، بسیار به کار آمد .

    سربازی ، به سرعت باد و نرمی ابر سپری شد و زمان آن به پایان رسید .

    روزهایی که من و هم دوره ای هایم در سیاسی عقیدتی نیروی دریایی ، به دنبال انجام امور مربوط به دریافت « پایان خدمت و پایان دوره احتیاط » سپری می شد ، برای آقای هاتفی بسیار غم انگیز بود و روزها که به محل کارش می آمد ، می گفت : « دیگر دست و دلم به کار نمی رود . بعد از رفتن جوانان شایسته ای مثل شما ، مسلما من هم از اینجا خواهم رفت » .

    به دلیل هم دوره ای بودن پدرم و آقای هاتفی در حوزه علمیه قم ــ که سربازی موجب شد ، آن ها بعد از سال ها دوری ، یکدیگر را بیابند ــ پس از سربازی نیز رفت و آمد خانوادگی ما تا زمان حیات وی ادامه یافت .

    آقای هاتفی ، گویا یکی و دو ماه بعد از ما ، از نیروی دریایی بیرون آمد و به وزارت صنایع و معادن و فلزات آن زمان رفت و تا هنگام مرگش ، در آنجا مشغول به خدمت بود .

    او یک شخصیت روحانی خدوم ، مخلص ، صادق ، بی ریا و پرتلاش بود که به هر جا رفت منشاء خدمات فراوان گشت . خدایش بیامرزد که نیک زندگی کرد و نیک از دنیا کوچ نمود . امید که این حقیر نیز چنین باشد و با سرانجام نیک دعوت حق را لبیک گوید و با سرافرازی و افتخار به دیدار معبودش بشتابد .

    کارهای ما برای انجام پایان خدمت به سرعت انجام گردید و تمام واحدهای مستقر در پادگان کوهک ــ که به امضا و مهر آنان نیاز بود و مدتی در آنجا خدمت کرده بودم ــ پای ورقه تسویه حساب را با خوش رویی و مهربانی امضا کردند و در یک روز آفتابی ، من ساک لوازم شخصی خود را برداشتم و بعد از خداحافظی مفصل و گریان با آقای هاتفی و دوستان دیگری که هنوز به پایان سربازی شان مدتی مانده بود ، از پادگان کوهک بیرون زدم .

    بیرون پادگان ، شوهر خاله ام ــ آقای قاسم لطفی ــ  با یک ماشین سواری منتظر من بود . شب را در منزل آن ها سپری کردم و صبح روز بعد به سوی رشت ، حرکت کردم .

    در اتوبوس ، دو فکر متضاد ذهنم را به خود مشغول می کردم :

    اول :  دوستان خوبی که از دست داده بودم .

    دوم :  دوران سربازی را به عنایت الهی ، با موفقیت پشت سر نهاده و به سوی زندگی آینده می رفتم .

    … هر چه بود گذشت و بخشی از مهمترین سال های عمر من در راه خدمت به کشورم سپری شد . سال هایی که بدان افتخار می کنم و جوانان عزیز میهن اسلامی را نیز به این امر تشویق می نمایم .

    یادآوری :

    مطالبی که تا کنون به نگارش درآمده ، حاصل محفوظات من است . اگر در آینده نیز مطالب دیگری به ذهنم خطور کرده و به یادم بیاید ، تا حد مقدور و در صورت امکان ، این مسیر را ادامه خواهم داد تا برای آیندگان به یادگار بماند . انشاء الله .

    یک نظر بگذارید