بايگانی
آخرين نظرات …

    هوای اسکناس

    هوای اسکناس   

    شعر طنز ، نادر مهدی پور ، اصلاح ۲۷۵ ، دوشنبه ۱۳/۴/۱۳۹۰ ، سال ششم .

     

    دوستان باشد مرا در سر هوای اسکناس

    جان بی مقدار ما باشد فدای اسکناس

    هست مرهم بر تمام دردها این شعر طنز

    درد را تسکین دهد تنها دوای اسکناس

    هر چه گویم دوستان آستین خود بالا زنید

    کار و کوشش ها نمائید از برای اسکناس

    گر نمی دانی بپرس از آن وزیر محترم

    تا بگوید بهر تو جانا ولای اسکناس

    من نمی گویم چگونه چون که می دانید خود

    جمع بنمائید و بگوئید هم ثنای اسکناس

    تاجر و بازاری و دکتر دارو فروش   

    بهر تو سر می دهند دائم نوای اسکناس

    اسکناس آرد به لب خنده به دل شادی دهد

    می سراید شاعر و گوید صلای اسکناس

    سبز باغت را کند این اسکناس سبز پوش

    می شود دنیا به کامت در قفای اسکناس

    اسکناست می شود مشکل گشا در هر مکان

    هر زمان تو بشنوی جانا صدای اسکناس

    می نماید « نادر » این اشعار را تقدیم تو

    تا تو هم خوانی و میدانی بهای اسکناس

    یک نظر بگذارید