بايگانی
آخرين نظرات …

    برای خودتان « شرکت » تاسیس کنید

    برای خودتان « شرکت » تاسیس کنید       

    نکته ، سید رضا اسحاقی ، اصلاح ۲۰۷ ، دوشنبه ۲۸/۱۰/۱۳۸۸ ، سال چهارم .

     

    یکی از راههای حفظ « دارایی » ، ایجاد « شرکت » است . طی سال های اخیر ، عده ی زیادی از مردم در کشور ما به سوی تاسیس « شرکت » روی آورده اند . اگر به بخش آگهی های ثبتی روزنامه ها و هفته نامه های کشوری و استانی بنگرید ، خواهید دید که هر روز شرکت های متنوع زیادی با نام های عجیب و غریب در مشاغل متفاوت ، مانند قارچ ، سر برمی آورند . بر اساس آمارها ، در کشور آمریکا نیز روزانه بیش از هزار شرکت ورشکست شده و نابود می گردند و به همین تعداد نیز شرکت های جدید تاسیس می شوند .

    شرکت های یاد شده ، به سبب آن که بدون مطالعه کافی و تحقیق مناسب ایجاد می شوند ، طی مدت کوتاهی ، به خاطر کاستی های محاسباتی و مدیریتی ، اختلافات داخلی ، عدم آگاهی و شناخت اعضاء از بازار کار ، وجود رقبای فراوان و… ، شکست خورده و از دور فعالیت ، خارج می شوند .

    در حالی که اگر آنان ، چهار نکته اصلی را به طور کامل دانسته و رعایت می کردند ، به طور طبیعی کمتر دچار مشکل می شدند . آن چهار مطلب عبارتند از :

    ۱ ــ  دانش مالی :  منظور از دانش مالی ، آگاهی از « حسابداری » است که در بحث های قبلی به آن اشاره شد . دانش مالی ، به شما امکان می دهد که صورتحساب ورودی و خروجی را خوب بخوانید و بفهمید . با استفاده از این ابزار ، خواهید توانست امتیازات و اشکالات هر شغلی را درک کرده و محاسبه نمایید .

    ۲ ــ  سرمایه گذاری :  مراد از این بخش ، در پیش گرفتن راهکارهایی است که انسان را به پول می رساند و دارایی را در جیب یا حساب بانکی شما حفظ می کند . یک سرمایه گذار ، باید ارزش پولی که دارد را به خوبی شناخته و آن را به آسانی از دست ندهد .

    ۳ ــ  شناخت حالات مختلف بازار :  اگر کسی بازار کار و رشته شغلی را که می خواهد در آن فعالیت نماید ، به طور واقعی و دقیق نشناسد و راههای پیشگیری ، کنارآمدن ، مقابله و تسلط  بر آن ها را نداند ، شکست خواهد خورد .

    « بازار شناسی » دانشی است که بر اثر کسب دانش ، تجربه و دقیق شدن در رفتارهای افراد موفق که در این زمینه کار می کنند ، حاصل می شود . این توانایی را باید از دوران کودکی به بچه ها آموخت و آن ها را با معنا و مفهوم پول ، آشنا ساخت .

    ۴ ــ  آگاهی از قوانین مالیاتی :  مالیات ، پولی است که از حاصل کار افراد گرفته می شود و چنین امری درتمام کشورهای دنیا مرسوم است .

    دریافت مالیات از مردم ، در کشور انگلستان ، از سال ۱۷۹۹ تا ۱۸۱۶ به سبب جنگ با ناپلئون ، آغاز شد . در آمریکا نیز به جهت تامین هزینه جنگ های داخلی در سال های ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵ ، گرفتن مالیات شروع شد . در سال ۱۸۷۴ ، مالیات بر درآمد ، در کشور انگلیس اجباری و دایمی شد . کشور آمریکا نیز قانون مالیات بر درآمد را در سال ۱۹۱۳ وضع و اجرا نمود .

    اگر می خواهید شرکت شما به درآمد مناسبی دست یابد ، باید حتما در زمینه ی مهارت های فنی حسابداری ، خرید و فروش ، سرمایه گذاری ، و مزایای پرداخت به موقع مالیات و… ، از توانایی های شایسته ای برخوردار باشید .

    شرکت ، می تواند کارهای زیادی را صورت دهد که شما به تنهایی از پس آن برنمی آیید . یکی از آن امور ، پرداخت مخارج گوناگون ، قبل از دادن مالیات است . اگر بر فرض شما کارمند اداره یا شرکتی باشد ، قبل از دریافت حقوق ماهیانه ، مالیات را از آن کسر می کنند . اما همین کار در یک شرکت ، برعکس می باشد . یعنی ابتدا کلیه های هزینه های جاری را از محل درآمدش می پردازد و در مرحله بعد ، اگر چیزی به عنوان پس انداز خالص باقی ماند ، مالیاتش را به دولت می دهد .

    به همین علت در شرکت های معتبر ـــ  بزرگ ، متوسط یا کوچک ـــ  هزینه های مربوط به مسافرت با هواپیما ، قطار ، خودرو ، تعهدات بیمه ای ، تعمیرات و نگهداری بناها و ماشین آلات ، مخارج سفرهای خارجی و داخلی مدیران و کارکنان ، دستمزدهای مشاوران و وکلاء ، پاداش های مدیران و… را از محل درآمدهای خویش می دهند که نوعی فرار از مالیات ، آن هم به شکل کاملا قانونی ، محسوب می شود .

    ثروتمندان با تاسیس شرکت ها ، خود را از دید طلبکاران حفظ کرده و به محافظت از دارایی های خویش می پردازند . با این روش ـــ تاسیس شرکت ها ـــ ، ظاهرا ثروتمندان صاحب هیچ چیز نیستند ، ولی در عین حال ، بر تمام ثروت خود ، تسلط کامل دارند . در حالی که یک فرد متوسط و فقیر که شرکتی ندارد ، دارایی و بدهی های او کاملا مشخص بوده و در مشکلات اقتصادی و دعواهای حقوقی ، پناهگاهی ندارد .

    به تعبیر دیگر ، صاحبان شرکت ها ، ابتدا کسب درآمد می کنند ، در مرحله دوم هزینه می نمایند و در مرحله سوم مالیات می دهند . اما کارمندان شرکت ها و ادارات ، اول به کسب درآمد می پردازند ، دوم مالیات می دهند ، و سوم مخارج خود را پرداخت می نمایند .

    البته شاید بگویید : « شرکت های بسیاری نیز ورشکست شده و نابود گشته اند و صاحبان آن ها اکنون در زندان به سر می برند . در طرف مقابل هم ، افراد زیادی هستند که بدون داشتن حتی یک شرکت ، در اوج موفقیت قرار دارند » . در جواب می توان گفت :  شکست گروه اول و موفقیت گروه دوم ، نتیجه عدم آگاهی صحیح یا داشتن اطلاع دقیق از چهار نکته بالا می باشد و اگر گروه یا شخصی ، نسبت به نکات یاد شده بی توجه باشد ، ناکامی وی حتمی خواهد بود .

    یک نظر بگذارید