بايگانی
آخرين نظرات …

    آرشیو مطالب در دسته بندی ‘شعر’

    عفریت فقر   

    شعر فارسی ، نادر مهدی پور ، اصلاح ۱۸۰ ، دوشنبه ۱۵/۸/۱۳۸۹ ، سال چهارم .

     

    گشته ایم از جور تو ما خونجگر ، عفریت فقر

    کس نمی گیرد ز ما درماندگان دیگر خبر ، عفریت فقر ادامه مطلب »

    نترس

    نترس

    شعر ، طنز فارسی ، نادر مهدی پور ، اصلاح ۱۷۴ ، دوشنبه ۴/۳/۱۳۸۸ ، سال پنجم .

     

    ساقیا مَیخانه را از نو چراغان کن ، نترس

    با دو تا کاکتوس همه جا را گلستان کن ، نترس ادامه مطلب »

    تو مگیر اشکال

    تو مگیر اشکال

    شعر فارسی ، محمد رضایی حاجیده ، اصلاح ۱۷۴ ، دوشنبه ۴/۳/۱۳۸۸ ، سال پنجم .

     

    گر خانه ز بیگانه پر گشته و مالامال

    یاری نکنی ماند پیوسته بدین احوال ادامه مطلب »

    قدر مشتری داند

    قدر مشتری داند  

    شعر فارسی ، نادر مهدی پور ، اصلاح ۱۷۳ ، دوشنبه ۲۸/۲/۱۳۸۸ ، سال چهارم

     

    هر آن کسی که شگرد دَرِی وَرِی داند

    به شهر هِرت و چاخان رسم سَروَری داند ادامه مطلب »

    آرامم هنوز

    آرامم هنوز

    شعر فارسی ، محمد رضایی حاجیده ، اصلاح ۱۷۲ ، دوشنبه ۲۱/۲/۱۳۸۸ ، سال چهارم .

     

    گر چه می نالم ز هجران تو آرامم هنوز

    بی خود از خویشم ولی در پای تو رامم هنوز ادامه مطلب »

    بهترین ها

    بهترین ها

    شعر فارسی ، نادر مهدی پور ، اصلاح ۱۷۱ ، دوشنبه ۱۴/۲/۱۳۸۸ ، سال چهارم .

     

    اسب اگر کاری بود از یک دوجین خَر  بهتر است

    گر قلم بُرّا بود از تیغ و خنجر بهتر است ادامه مطلب »

    جزء اعیانی مگر ؟!

    جزء اعیانی مگر ؟!

    شعر فارسی ، نادر مهدی پور ،  اصلاح ۱۷۰ ، دوشنبه ۷/۲/۱۳۸۸ ، سال چهارم .

    سر گرانی ، جزء اعیانی مگر ؟

    بی نشانی ، جنس ارزانی مگر ؟

    می دهی بوی گل و عطر و گلاب

    گلعذارا ، باغ  و بستانی مگر ؟

    سخت گیر افتاده ام  در دام تو

    راه بندان خیابانی ،  مگر ؟

    از سر و روی تو ریزد پودر و گرد

    راستی را آسیابانی مگر ؟

    هر چه گردی پیر ، خوشگلتر شوی

    عشوه کارا ، فرش کرمانی مگر ؟

    می زنی قالب ، سیه را جای سبز

    دکه دار سبزه میدانی ،  مگر ؟

    وضع تو بغرنج و بحرانی شده

    اقتصاد شهر گیلانی مگر ؟

    شخص کامل را به سویت راه نیست

    چارچوب کودکستانی مگر ؟

    گاه خاموشی و گاهی روشنی

    نازنینا برق تهرانی مگر ؟

    ابتدا رنگم کنی آنگاه لخت

    پیرو بنگاه دارانی مگر ؟

    جا و بی جا ناگهان در می روی

    ای بت من بند تنبانی مگر ؟

    شب همه شب خواب می بینم ترا

    ماهی شیلات گیلانی مگر ؟

    « نادر » از حول تو می لرزد به خویش

    برف و سرمای زمستانی مگر ؟ 

    صبر کن

    صبر کن

    شعر فارسی . نادر مهدی پور . اصلاح ۱۶۹ . دوشنبه ۳۱/۱/۱۳۸۸ . سال چهارم .

    گر فلک افتاده با تو روی لَج

    می رسد سختی برایت رَج به رَج ادامه مطلب »

    مثنوی غریب

    مثنوی غریب

    شعر فارسی ، نادر مهدی پور ، اصلاح ۲۳۵ ، دوشنبه ۸/۶/۱۳۸۹ .

    باز نخلستان و چاه و است و علی(ع)

    کوفه در خواب گناه است و علی

    کوفه خواب است و کسی در جاده نیست

    در تمام شهر یک آزاده نیست ادامه مطلب »

    در دل غار حراء

    در دل غار حراء

    شعر فارسی . مهندس حسین نراقی پور . اصلاح ۲۲۷ . دوشنبه ۱۴/۴/۱۳۸۹ . سال پنجم .

    در دل غار حراء

    منم و تنهایی

    منم  و تاریکی

    منم  و غربت و درد

    وحشت و شب های سرد

      ادامه مطلب »