بايگانی
آخرين نظرات …

    آرشیو مطالب در دسته بندی ‘کودکان’

    حضرت ایوب . روزگار نعمت

    حضرت ایوب . روزگارنعمت

    داستان های قرآن مجید ، بخش بیست و هشتم ، اصلاح ۲۲۸ ، دوشنبه ۲۱/۴/۱۳۸۹ ، سال پنجم .

    حضرت ایوب با مقام پیغمبری ، دین ابراهیم را ترویج می کرد. کار ایوب ، کشاورزی و دامپروری بود . خداوند به او برکت و نعمت بسیارداده بود ؛ مزرعه های سرسبز ، گاو و گوسفند فراوان ، کشتی ، باغ ، خانه ، فرزندان خوب و هر چه را که مردم آرزو دارند. ادامه مطلب »

    ابراهیم و بنای کعبه

    ابراهیم و بنای کعبه

    کودکان . داستان های قرآن مجید .بخش بیست و هفتم .  اصلاح ۲۲۷ . دوشنبه ۱۴/۴/۱۳۸۹ . سال پنجم .

    سال ها گذشت و اسماعیل و اسحاق بزرگ شدند و در اطراف مکه ، گروهی گرد آمده بودند که خدای ابراهیم را می پرستیدند. آنگاه ابراهیم از طرف خدا مامور شد که خانه ی کعبه را بسازد تا در روی زمین خانه ای مبارک باشد و همه ی خداپرستان برای زیارت در روز معین از همه جا ، رو به آن بیاورند و از حال یکدیگر آگاه باشند.

    ادامه مطلب »

    ابراهیم و قربانی

    ابراهیم و قربانی

    داستان های قرآن مجید ، کودکان ، بخش بیست و ششم ، اصلاح ۲۲۶ ، دوشنبه ۷/۴/۸۹

    ابراهیم ، گاهگاه به دیدار هاجر و اسماعیل می رفت . هنگامی که اسماعیل سیزده ساله  شد ، ابراهیم از همسر خود ــ ساره ــ نیز دارای فرزندی شد که او را « اسحاق » نامیدند . ادامه مطلب »

    ابراهیم و اسماعیل

    ابراهیم و اسماعیل

    داستان های قرآن مجید ، بخش بیست و پنجم ، کودکان ، اصلاح ۲۲۵ ، دوشنبه ۳۱/۳/۱۳۸۹ ، سال پنجم .

    در آنجا ــ  فلسطین ــ ابراهیم در آرزوی فرزند ، هاجر را نیز به همسری گرفت و از هاجر فرزندی آورد که وی را « اسماعیل » نامیدند. اما ساره که فرزند نداشت از این بابت بسیارغمگین شد و به ابراهیم گفت : « من نمی توانم زندگی با هاجر را تحمل کنم و چون فرزند ندارم دلم  می سوزد و در میان ما کینه پیدا می شود ». ادامه مطلب »

    ثمودیان و نزول عذاب

    ثمودیان و نزول عذاب

    قصه های قرآن مجید ، کودکان ، بخش شانزدهم ،  اصلاح ۲۱۶ ، دوشنبه ۲۳/۱/۱۳۸۹ ، سال چهارم .

    بسیاری از کسانی که با صالح همراه شده بودند از او برگشتند و گفتند : « حالا که شتر رفت دیگر آب به ما نمی رسد ، پس حق با ثمود است که چشمه را در اختیار دارد » . پس از اینکه این جسارت از دشمنان دین ظاهر شد ، ابری سیاه آسمان را فرا گرفت . ادامه مطلب »

    شیطان و ثمودیان

    شیطان و ثمودیان

    قصه های قرآن مجید ، کودکان ، اصلاح ۲۱۵ ، دوشنبه ۱۶/۱/۱۳۸۹ ، سال چهارم .

    مدتی گذشت و هر روز ثمودیان نقشه می کشیدند که چگونه شتر صالح را از میان بردارند . اما ترس هم داشتند و می گفتند اگر وعده ی عذاب راست باشد چطور؟ ادامه مطلب »

    ابراهیم و مهاجرت

    ابراهیم و مهاجرت

    کودکان ، داستان های قرآن مجید ، بخش بیست و چهارم ، اصلاح ۲۲۴ ، دوشنبه ۲۴/۳/۱۳۸۹ ، سال پنجم .

    بزودی نمرود دستور داد ابراهیم را از شهر اخراج کنند . چون بعد از ظهور معجزه ، حجت خدا بر مردم کامل شده بود و باز هم مردم به طمع استفاده از دستگاه نمرود و از ضعف نفس ، در قبول دعوت ابراهیم و مبارزه بابت پرستان یکدل نشدند ، روزگار عذاب و بدبختی به سراغشان آمد.

    ادامه مطلب »

    ابراهیم و بت پرستان

    ابراهیم و بت پرستان

    داستان های قرآن مجید ، بخش بیستم ، کودکان ، اصلاح ۲۲۰ ، دوشنبه ۲۰/۲/۱۳۸۹ ، سال پنجم .

    ابراهیم که نمی خواست خانواده ی آزر را به دردسر بیندازد ، از خانواده ی خود کناره گرفت . از آن محل خارج شد و آزاد و مستقل به کار پرداخت . او هر وقت که موقع را مناسب می دانست به مردم می گفت : « بت پرستی از گمراهی است و از فریب شیطان است » . ادامه مطلب »

    ابراهیم و نمرود

    ابراهیم و نمرود

    داستان های قرآن مجید ، بخش بیست و یکم ، کودکان ، اصلاح ۲۲۱ ، دوشنبه ۳/۳/۱۳۸۹ . سال پنجم .

    روز به پایان رسید و مردم از صحرا برگشتند و به زیارت بتخانه شتافتند . اما همین که وارد بتخانه شدند دیدند تمام بت ها شکسته و خرد و خمیر شده و جز بت بزرگ که تبر به دوش دارد و دیگر بتی باقی نمانده است . ادامه مطلب »

    ابراهیم و آتش

    ابراهیم و آتش

    داستان های قرآن مجید ، بخش بیست و دوم ، کودکان ، اصلاح ۲۲۲ ، دوشنبه ۱۰/۳/۱۳۸۹ ، سال پنجم .

    سخنان ابراهیم مردم را به فکر انداخته بود و هر کسی با دوستان خود در این باره صحبت می کرد و بعضی می گفتند حق با ابراهیم است. ادامه مطلب »